برگزيدهء خود قرار داد و به راه مستقيم هدايتش كرد ، و در دنيا او را مشمول دريافت حسنات خود قرار داد ، در آخرت به گروه صالحانش پيوست ، و سپس رسول را فرمان داد كه از برنامهء توحيدى دور از شرك او پيروى كند .
اما جامعه كافر و ناسپاس به نعمتهاى خدا ، مثلش همچون مثل بنى اسراييل است كه دربارهء روز سبت ( شنبه ) اختلاف پيدا كردند ، پس خدا آن را برايشان به تأخير انداخت و شكار ماهى را در اين روز بر آنان حرام ساخت و پروردگارمان در روز قيامت فرمان خويش را دربارهء آنان صادر خواهد كرد .
در پايان سوره خداوند متعال برنامههاى وحى را در سه كلمه خلاصه مىكند از اين قرار :
1 - خواندن مردمان به راه خدا از روى حكمت ، بدون آن كه دعوت كننده عهدهدار مسئوليت مردمان / 151 از ايمان يا گمراهى آنان بوده باشد ، بلكه ولايت و سرورى اين كار با خداى يگانه است .
2 - در هنگام قيامت كيفر به اندازهء گناه است ، و انتقام به اندازهء جرم ، و چشمپوشى از حق شخصى در راه خدا شايستهتر .
3 - با شكيبايى در برابر آزار مردمان ايستادگى كردن ، بدون آن كه مبلّغ و خوانندهء به خدا بر سرنوشت آنان اندوهناك شود يا از مكرشان در هراس افتد ، بدان جهت كه خدا با اهل تقوا و پرهيزگارى و احسان است و از آنان حمايت مىكند .
شرح آيات :
ابراهيم پيشواى سپاسگزارى
[ 120 ] بر انسان واجب است كه شكر نعمتهاى خدا گزارد ، حتى در آن صورت كه مجتمع پيرامون وى به اين نعمتها كفران نشان دهد ، مگر ابراهيم پيشواى عالى بشريت نبود كه بر خلاف روش قوم نادان و جاهلى خويش به شكرگزارى نعمتهاى خدا مىپرداخت ؟ !
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً
- ابراهيم يك امت بود . »