[
حبّ دنيا مبدأ همه خطايا
] حبّ دنيا مبدأ همه چيز است . « حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَةٍ » « 1 » . مبدأ همهء خطايا همين است . حبّ دنيا گاهى وقتها انسان را به آن جا مىرساند كه اگر موحّد هم هست ، لكن اگر اعتقادش باشد كه خدا از او آن [ چيز ] را گرفته ، در قلبش كدورتى حاصل مىشود ، يك بغضى حاصل مىشود .
گفته شده است « 2 » آن آخرى كه انسان مىخواهد ارتحال كند از اين عالم ، مىآيند شياطينى كه مىخواهند نگذارند كه اين آدم ، موحد از اين عالم بيرون برود ، مىآورند جلوى رويش آنهايى را كه دوست دارد . طلبه مثلًا كتاب دوست دارد ، كتابش را مىآورند مىگويند كه ما آتش مىزنيم ، برگرد از اين عقيدهاى كه دارى و الّا اينها را آتش مىزنيم . آن كه علاقه به فرزند دارد ، آن كه علاقه به هر چيز [ ديگر ] دارد .
خيال نكنيد كه اهل دنيا عبارت از آنهايند كه مثلًا پارك دارند ؛ ممكن است يك نفر خيلى هم پارك داشته باشد اهل دنيا نباشد ، يا يك طلبهاى يك كتاب داشته باشد اهل دنيا باشد ، علاقه داشته باشد . ميزان علاقه است ؛ ميزان دنيا ، آن علايقى است كه انسان به اين اشيا دارد . و اين علايق ممكن است آن دم آخر ، كه انسان ببيند دارد از علايقش جدا مىشود ، دشمنى بياورد با خدا ؛ دشمن خدا بشود و از اين عالم برود .
علايق را بايد كم بكنيم ؛ علاقهها بايد كم بشود . طبيعتاً ما از اين جا مىرويم ؛
هامش
( 1 ) - ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 315 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب حبّ الدنيا و الحرصعليها » ، حديث 1 .
( 2 ) - ر . ك : إحياء علوم الدين ، ج 4 ، ص 257 ؛ جامع السعادات ، ج 1 ، ص 236 .