چيست ؟ با چه زبانى ، با چه حرفى ؟ جز اين است كه مىگويى : نور يك چيزى كه روشن مىكند ؟ همهاش تاريك [ است ] . آدمى كه نديده است نور را ، چطور آن كسى كه نور را ديده مىتواند به او افهام كند ؟ جز اين كه عقده در لسانش هست ؛ و اين عقده براى اين است كه طرف ، عقده در گوشش است .
آن عقدهاى كه در لسان انبيا بود ، پيغمبر اكرم عقدهاش از همه بيشتر بود ، براى اين كه آنچه او يافته بود ، آنچه از قرآن در قلب او نازل شده بود براى چه كسى بيان بكند مگر آن كه رسيده به مقام ولايت تامّه .
شايد يكى از معانى « ما أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ ما اوذيتُ » « 1 » - اگر وارد شده باشد از رسول اللَّه - اين باشد كه يك آدمى كه آنچه را بايد برساند نتواند برساند ؛ آن كه كسى را نيابد كه به او آنچه يافته بگويد ، تأثّر دارد . و آنچه او يافته بود فوق همهء آنها بود كه سايرين يافته بودند . و آن تأثّرى كه از براى يك كسى كه يافته است امورى [ را ] و ميل دارد همه بيابند ، و نتواند برساند [ چقدر است ؟ ] آن پدرى كه مىخواهد بچهاش شمس را ببيند ولى بچه كور است تأثّرش چقدر است ؟
بخواهد افهام كند چه بگويد ؟ چه بگويد كه اين نور را بفهمد ؟ عناوينى كه همهاش مجهول [ است ] جز مجهولات چيزى نيست .
[
علوم به واسطهء خودخواهى حجاب اكبر است
] « الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْأكْبَرُ » « 2 » يك حجاب بزرگ همين علم است ؛ سرگرم مىكند انسان را به همين مفاهيم كليهء عقليه ، و از راه بازش مىدارد . حجاب
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 56 ، حديث 15 ؛ الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 144 ؛ كنز العمّال ، ج 3 ، ص 130 ، حديث 5818 .
( 2 ) - أسرار الحكم ، ص 234 .