است كه از خود او اخذ مىكند :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 1 » جمعاً او نازل مىكند
فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
يعنى بر همان جلوه در ليلة القدر وارد مىشود ، ولى در مقام تنزّل بالاتر « 2 » روحالامين است .
آن هم آنى كه به قلب او وارد مىشود بايد نازل بشود به مراتب : از اين بطن به آن بطن ، از اين حد به آن حد ، تا برسد به حدّى كه به صورت الفاظ درآيد . قرآن الفاظ كه نيست ، از مقولهء سمع و بصر نيست ، از مقولهء الفاظ نيست ، از مقولهء أعراض نيست ؛ لكن متنزّلش كردهاند براى ما كه كور و كر هستيم ، تا آن جايى كه بشود اين كور و كرها هم از آن استفادهاى بكنند . آنهايى كه آن استفادهها را مىكردند ، وضع تربيتشان يك جور ديگر بود ، وضع تلقّىشان از كتاب ، از قرآن يك نحو ديگرى است ، وضع توجّهشان به مبدئى كه قرآن از آن نازل شده است يك وضع ديگرى است ، غير از اين اوضاعى است كه در اين جاست .
همانطورى كه جلوهء حق تعالى از غيب ظاهر مىشود و متنزّل مىشود ، مىآيد تا همين عالم طبيعت ؛ همان فرقى كه ما بين عالم طبيعت ، عالم جسم ، عالم ظاهر هست با مراتب غيب الى ما شاء اللَّه ، تا به مرتبهء جلوهء اوّل برسد ، همان فرق ما بين ادراكات ما و بعد از ما بالاترها ، و بعد از بالاترها و بالاترها [ هست ] تا برسد به آن مرتبهاى كه اولياى خاصّ خدا و انبيا در آن مرتبه هستند . آن جلوهاى كه براى حضرت موسى [ واقع شد ] ، « بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي تَجَلَّيْتَ لِلْجَبَلِ » . آن جا مىفرمايد :
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
، و در دعاى سمات : « بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي تَجَلَّيْتَ لِلْجَبَلِ » . آن جا هم [ فرمود : ] يا موسى
إِنَّنِي
هامش
( 1 ) - « اين ( قرآن ) را در شب قدر نازل كرديم » . ( القدر ( 97 ) : 1 )
( 2 ) - مقصود تنزّل بعدى است .