اينها به حسب قدمهاى برهانى [ است . ] در فلسفهء اعلى ، نه در فلسفههاى متعارف ، برهان بر اين معانى هست ، لكن همهء اينها غير آن است كه اولياء مىيافتند . اولياء با قدم سلوك از منازل گذشته و مىيافتند مسأله را ، مشاهده مىكردند .
[
عدم امكان بيان مشاهدات توسط اولياء
] اولياء نمىتوانند مشاهدات خودشان را براى مردم بيان كنند . قرآن هم نازل شده ، متنزّل شده است ، رسيده است به جايى كه با اين مردمِ در بند و در چاه ضلالت ، مخاطبه كند . دست و زبان پيغمبر اكرم هم بسته است ، نمىتوانند آن را كه واقعيت است برسانند مگر متنزّل [ كنند ] ، تنزّل [ بدهند ] ، مراتب [ دارد ] ، هفت بطن يا هفتاد بطن از براى قرآن است « 1 » . از اين بطون تنزّل كرده است تا رسيده است به جايى كه با ما مىخواهد صحبت كند .
خدا خودش را با شتر معرّفى مىكند :
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
« 2 » .
و اين براى ما تأسفآور است كه به همين موجودات نازل : به شمس ، به سماء ، به ارض ، به خود آدم [ معرّفى مىكند ] زبان انبيا عقده داشته :
رَبِّ اشْرَحْ لِي
هامش
( 1 ) - إعجاز البيان في تفسير امّ القرآن ، ص 128 ؛ الفكوك ، ص 301 ؛ مصباح الانس ، ص 17 .
( 2 ) - « آيا در آفرينش شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است » . ( الغاشية ( 88 ) : 17 )