تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
تعبيرات هم در كتاب و سنّت هم گاهى همين معنا را ، همين معناى ربط را به آن معنايى كه هست افاده مىفرمايند :
تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
« 1 » به تجلّى تعبير مىشود . « وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكّاً » « 2 »
تَجَلَّى رَبُّهُ
« بنور وجهك الذى تجلّيت » .
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
« 3 » [ با اين كه ] ملك الموت توفّى مىكند . انسان هم اگر كسى را بكشد باز گفته مىشود كه او كشته است .
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ
« 4 » ، « ما رَمَيْتَ وَرَمَيْتَ » ، « رَمَيْتَ وَما رَمَيْتَ » . يك تجلّى است ، يك نور است . و اگر اين معنا را ما به برهان يا به‌طور طوطىوار ادراكش بكنيم ، آن وقت در اين آيات شريفه بعضى از مسائل معلوم مىشود . در احتمال اولى كه داديم كه « حمد » جميع محامد باشد ؛ متكثر [ و ] به نحو كثرت ملاحظه بشود ، اسم هم به‌طور كثرت ملاحظه بشود كه در آن احتمال اين بود كه هر حمدى كه واقع مىشود ، نمىشود واقع بشود الّا براى حق تعالى . براى اين كه حمد به جلوه‌ها واقع مىشود و جلوه همان ظهور اوست ؛ بالاتر از ظهور شمس در شعاع است و ظهور نفس در سمع و بصر . در عين حالى كه حمد براى مظاهر است ( اسماى متكثره ) ، براى خود حق تعالى هم هست . در احتمال دوم هم كه گفتيم : « حمد » حمد مطلق باشد ؛ و دنبالش گفته شد كه عكس آنجا است [ يعنى ] هيچ حمدى از حامد براى او واقع نمىشود ، روى اين
هامش
( 1 ) - « پروردگار او ( موسى ) بر كوه تجلّى كرد » . ( الأعراف ( 7 ) : 143 ) ( 2 ) - و قسم به نور وجه تو كه با آن تجلّى بر كوه نمودى ، پس كوه را متلاشى كردى » . ( مصباح‌المتهجّد ، ص 299 ) ( 3 ) - « خداوند است كه هنگام مرگ ، ارواح را مىگيرد » . ( الزمر ( 39 ) : 42 ) ( 4 ) - « و هنگامى كه تير انداختى تو نينداختى » . ( الأنفال ( 8 ) : 17 )