اشراقى « 1 » ، اين آقاى خوانسارى « 2 » ، اينها مىرفتند پيش آقا ميرزا على اكبر درس مىخواندند ؛ آن آقا گفته بود كه ببين اسلام به كجا رسيده است كه درِ خانهء ميرزا علىاكبر باز شد ! با آن كه خيلى مرد صالحى بود . و بعد از اين كه ايشان فوت شده بود . گويندهشان در منبر گفته بود كه من خودم ديدم قرآن مىخواند ! مرحوم آقاى شاهآبادى « 3 » ناراحت شده بود از اين كه اين آقا گفته است ، كه من ديدم قرآن مىخواند آقا ميرزا علىاكبر .
[
نزاع ناشى از سوء برداشتها
] در هر صورت اين سوءظنها ، و اين جداكردن خودشان را از يك خيراتى ، اين موجب تأثّر است كه يك حوزهاى از يك خيراتى كه هست محروم بماند ؛
هامش
( 1 ) - ميرزا محمد تقى اشراقى ( 1313 - 1368 ق ) فرزند مرحوم ، عالم بزرگ ميرزا محمدارباب بود ، از پدر و شيخ ابوالقاسم كبير قمى و آيت اللَّه حائرى استفاده كرد و به مرتبهء اجتهاد رسيد . وى در خطابه كمنظير و فوقالعاده بود . تفسير سورهء يوسف و تفسير سورهء « ن و القلم » از آثار مطبوع اوست .
( 2 ) - آيت اللَّه سيد احمد خوانسارى ( 1309 - 1405 ق ) از مراجع تقليد پس از مرحوم آيت اللَّه بروجردى بوده است ، وى در خوانسار و نجف و قم تحصيل كرد و با درخواست مردم تهران و فرمان مرحوم آيت اللَّه بروجردى در تهران اقامت گزيد و به تدريس و ارشاد پرداخت . از آثار اوست : جامعالمدارك في شرح مختصر النافع .
( 3 ) - ميرزا محمدعلى فرزند محمدجواد حسينآبادى اصفهانى شاهآبادى ( 1292 - 1369 ق ) فقيه ، اصولى ، عارف و فيلسوف برجستهء قرن چهاردهم هجرى . تحصيلات خود را در حوزههاى اصفهان و تهران و نجف به پايان برد . ابتدا در سامرا و سپس در قم و تهران به تدريس پرداخت . و در بين سالهاى ( 1347 - 1354 ق ) حضرت امام خمينى ( س ) از درس عرفان و اخلاق ايشان بهره برد . از آثار اوست : شذرات المعارف ، الإنسان و الفطرة .