شده است . كه گاهى اخبارى اصولى را شايد تكفير هم بكند . اصولى هم اخبارى را تجهيل مىكند . با اين كه اينها مطلبشان دو تا نيست . آنها هم دو تا نيست .
[
دليل اختلاف تعبيرات ائمه عليهم السلام و عرفا با فلاسفه
] حالا ما بحثمان در اين جاست كه يك طبقهاى از فلاسفه هستند كه اينها تعبيراتشان اين است كه « علة العلل » ، « معلول اوّل » ، « معلول ثانى » و تا آخر ، دائم به عليت و معلوليت تعبير مىكنند ، خصوصاً آنهايى كه از فلاسفهء قبل از اسلام هستند . تعبيرات آنها همان تعبيرات خشك عليت و معلوليت ، و سببيت و مسببيت ، و مبدأ و اثر و از اين تعبيرات [ است ] . و فقهاى ما هم تعبير به معلوليت و عليت مىكنند ، از اين ابايى ندارند . و به خالق و مخلوق هم همه تعبير مىكنند ؛ از اين هم ابايى نيست . يك دسته هم از اهل عرفان هستند و اينها در تعبيراتشان با اختلافى كه هست ، تعبيرات مختلفهاى دارند ، مثل همين ظاهر و مظهر و تجلّى [ و ] امثال ذلك . آنها اين جور تعبير مىكنند و ما بايد ببينيم چه شده است كه اين طايفه اين جور تعبير مىكنند . و چه شده است كه در لسان ائمهء ما - عليهم السلام - هم اين نحو تعبير است . من هيچ يادم نيست كه عليت و معلوليت و سببيت و مسببيت و اينها باشد . خالقيت و مخلوقيت هست ، تجلّى هست ، ظاهر و مظهر هست [ و ] امثال اينها . بايد ببينيم اهل عرفان كه از اين تعبير فلاسفه مثلًا ، دست برداشتند ، يا از اين تعبير عامهء مردم دست برداشتند ، و يك مطلب ديگرى گفتهاند كه ديدهاند اسباب اشكال [ هم ] است بين اهل ظاهر ، چرا اين را گفتند . ما حالا اينها را حساب مىكنيم .
علّت و معلول : يك موجود ( علت ) ايجاد كرده يك موجود ديگر را ( معلول ) .
در نظر عليت و معلوليت اين است كه معلول يك طرف واقع شده ، علت يك