هامش
وتا توانستم به أو وپدرش دشنام دادم ، أو نگاهى پر مهر ومحبت به من كرد وفرمود : « أعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ( سورهء أعراف ، آيهء 199 - 202 ) ، عفو را پيشه كن وبه خوشرفتارى دستور بده واز جاهلان رو برگردان اگر از طرف شيطان ناهنجارى شنيدى به خدا پناه بر كه شنوا ودانا است ، به راستى آنان كه تقوا پيشه كردهاند چون ولگرد شيطانى به آنها برخورد ، به خود آيند وبىدرنگ چشم بگشايند وبرادرانشان آنها را به گمراهى كشند وكوتاهى نكنند . »
سپس به من فرمود : « بر خود آسان گير ، من از خدا براي خود وشما آمرزش خواهم ، اگر تو از ما كمك خواهى به تو كمك كنيم واگر بر ما وارد شوى از تو پذيرايى كنيم واگر راه صواب جويى به تو نماييم . »
عصام گويد : در رخسارهء من آثار پشيمانى ديد وفرمود ( آيهء 92 سورهء يوسف ) : « بر شما باكى نيست امروز خدا شما را مىآمرزد وأو ارحم الراحمين است . تو شامي هستى ؟ »
گفتم : « آرى . »
فرمود : « اين شيوه را از شاميان مىدانم ، خدا ما وتو را زنده دارد ، در نيازمندىها وپيشآمدها با چهرهء گشاده به ما مراجعه كن وان شاء اللَّه به دلخواه تو عمل مىشود . »
عصام گويد : زمين به اين پهناورى بر من تنگ شد وكاش مرا فرو مىبرد ، من خود را از برابر أو به گوشه اى كشيدم وبر روى زمين از أو وپدرش محبوبترى نداشتم . »
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 321 - 322