علت تامّه خود نسبت و ارتباط دارند ) محفوظ مى باشد .
قرآن كريم در تعليم خود اين حكم ضرورت را به نام ( قضاى الهى ) ناميده ؛ زيرا همين ضرورت از هستى دهنده جهان هستى سرچشمه گرفته و از اين روى حكم و قضايى است حتمى كه قابل تخلف نيست و عادلانه مى باشد كه استثنا و تبعيض برنمى دارد .
خداى متعال مى فرمايد :
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ 168
و مى فرمايد :
إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 169
* و مى فرمايد :
وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ 170
2 - هر يك از اجزاى علت ، اندازه و الگويى مناسب خود نسبت به معلول مىدهد و پيدايش معلول موافق و مطابق مجموع اندازه هايى است كه علت تامه برايش معين مىكند مثلًا عللى كه تنفس را براى انسان به وجود مى آورد تنفس مطلق را ايجاد نمى كند بلكه اندازه معينى از هواى مجاور دهان و بينى را در زمان معين و مكان معين و شكل معين از مجراى تنفس به محوطه ريه مى فرستد و عللى كه ابصار را براى انسان بوجود مى آورد ( و انسان نيز جزء آنهاست ) ابصار بى قيد و شرط را محقق نمى سازد بلكه ابصارى كه به واسطه وسائل آن از هر جهت براى وى اندازه گرفته شده ايجاد مىكند اين حقيقت در همه پديده هاى جهان و حوادثى كه در آن اتفاق مى افتد بدون تخلف جارى است .
قرآن كريم در تعليم خود اين حقيقت را ( قدر ) ناميده و به خداى متعال كه سرچشمه آفرينش مى باشد نسبت داده است ؛
هامش
( 168 ) سوره اعرف ، آيه 54 .
( 169 ) سوره بقره ، آيه 117 .
( 170 ) سوره رعد ، آيه 41 .