صفت ذات مى شمارند .
قضا و قدر
قانون عليت در جهان هستى به نحو استثنا ناپذير ، حكمفرما و جارى است . به مقتضاى اين قانون ، هر يك از پديده هاى اين جهان در پيدايش خود به عللى ( اسباب و شرايط تحقق ) بستگى دارد كه با فرض تحقق همه آنها ( كه علت تامه ناميده مىشود ) پيدايش آن پديده ( معلول مفروض ) ضرورى ( جبرى ) است و با فرض فقدان همه آنها يا برخى از آنها پيدايش پديده نامبرده محال است . با بررسى و كنجكاوى اين نظريه ، دو مطلب ذيل براى ما روشن مىشود :
1 - اگر يك پديده ( معلول ) را با مجموع علت تامه و همچنين با اجزاى علت تامه اش بسنجيم ، نسبت آن به علت تامه نسبت ضرورت ( جبر ) خواهد بود و نسبتش به هر يك از اجزاى علت تامه ( كه علت ناقصه ناميده مىشود ) نسبت امكان است ؛ زيرا جزء علت نسبت به معلول تنها امكان وجود را مىدهد ، نه ضرورت وجود را .
بنابراين ، جهان هستى كه هر پديده از اجزاى آن در پيدايش خود بستگى ضرورى به علت تامه خود دارد ، ضرورت در سراسر آن حكمفرما و پيكره آن از يك سلسله حوادث ضرورى و قطعى تنظيم شده است ، با اين حال صفت امكان در اجزاى آن ( پديده ها كه به غير
هامش
كرد ) ، ( بحار ، ج 2 ، ص 147 ) و امام هشتم ( ع ) مى فرمايد : ( اراده از مردم ضمير است و پس از آن فعل پيدا مىشود و از خدا احداث و ايجاد اوست و بس ؛ زيرا خدا مانند ما تروى و و هم ( قصد ) و تفكر ندارد ) ، ( بحار ، چاپ كمپانى ، ج 2 ، ص 144 )