تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
كسى بر مىخوردند مىپرسيدند ، تو فضلى هستى يا مرعوشى ؟ اگر جواب مطابق ميلشان بود كه متعرض او نمىشدند و گرنه ، مزاحم وى مىگرديدند ، بنا بر گفته ابو حيان توحيدى ، يكى از عياران در محلهء باب الطاق بغداد ، دهنهء قاطر ابن معروف قاضى القضاة را گرفت و پرسيد كه تو مرعوشى هستى يا فضلى ، قاضى متحير ماند كه چه پاسخى بدهد ؟ كه مطابق ميل عيار باشد و سفاهت و فتنه‌اى بر پا نشود ، از يكى از شهود دار القضا كه همراه او بود پرسيد ما در چه محله‌اى هستيم ؟ گفت محلهء مرعوش و قاضى خود را مرعوشى خواند و رها شد . « 78 » كار اين تعصبات گاهى به جايى كشيده مىشد كه به علماى همديگر ، اهانت مىكردند ، ابن اثير گويد در سال 397 يكى از طرفداران آل عباس به مسجد ابن المعلم ( شيخ مفيد ) در محلهء كرخ رفت و به آزار شيخ پرداخت ، اصحاب شيخ به او حمله‌ور شدند و از آنجا به سراغ ابو حامد اسفرائينى و ابن الاكفانى ( دو تن از علماى تسنن ) رفتند و به آنان ناسزا گفتند . « 79 » و اما صدقى ( فتح صاد و دال ) در سيستان به گروهى گفته مىشد كه طرفدار اميرى از امراى صفارى بنام يعقوب بودند « 80 » و سمكى به گروه ديگرى گفته مىشد كه طرفدار امير ديگرى بنام طاهر بودند ، يعقوب متمايل به اصحاب راى يعنى پيروان ابو حنيفه بود و طاهر به اصحاب حديث تمايل داشت ، از اين روى طرفدارانشان در بارهء آن دو مذهب تعصب به خرج مىدادند و با يكديگر به زد و خوردهاى خونينى مىپرداختند . « 81 » در سرخس نيز ميان حنفيها كه عروسيه ناميده مىشدند و شافعىها كه نام اهلى بر آنها اطلاق مىشد ، اختلاف و نزاع بر قرار بود . « 82 » در مورد معارضه ميان سنى و شيعه ، نوعى رقابت وجود داشت كه مىتوان گفت رقابت محله‌اى نبود و منشأ ديگرى داشت و آن رقابت فضائل خوانان بود كه در برابر مناقب خوانان اشعارى در فضائل صحابه مىخواندند . « 83 »

قهر و آشتى

گفته شد كه از ابتدا ميان سنى و شيعه ، دشمنى و اختلافى كه آنان را از
هامش
( 78 ) الامتاع و المؤانسه ج 3 ، ص 188 ، ابن الجوزى گويد در سال 363 مردم بغداد به دو حزب ( دسته ) قسمت شده بودند ، شيعه كه براى عز الدوله شعار مىدادند و اهل تسنن كه براى سبكتكين ( غلام معز الدوله و مرد مقتدر در مقابل عز الدولة ) شعار مىدادند . ( 79 ) الكامل ج 7 ، ص 239 . ( 80 ) اين يعقوب نبايد با يعقوب ليث معروف ، اشتباه شود . ( 81 ) تاريخ سيستان ص 275 و 276 . ( 82 ) احسن التقاسيم ص 275 و 276 . ( 83 ) در اوايل اين مقاله در بارهء مناقب خوانان ، سخن گفته شده است .
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 324 | سيد ابراهيم سيد علوى