نهاد » « 11 » .
مىگويند : هنگامى كه نقشهء شهر كشيده شد ، منصور فرمان داد تا آن را در زمينى كه بايد شهر در آن بنا شود ، در همان ابعاد اصلى با خاكستر مشخص كنند ، و بعد در محل آن خاكسترها نوارى از پنبه قرار داده آتش بزنند . بدين ترتيب يكباره تركيب تمام نقاط اصلى شهر با خطوطى آتشين ، در معرض ديد او قرار گرفت . « 12 » ساختمان شهر در سال 145 شروع شد ، و در سال 146 قصر خاص منصور و مسجد جامع شهر در پشت آن پايان يافت . منصور خود بر اين كار نظارت داشت . اما با قيام محمد نفس زكيّه در مدينه و برادرش ابراهيم در بصره ، بغداد را رها ساخته و به كوفه آمده و در آنجا مسكن گزيد ، و به رتق و فتق امور جنگ پرداخت . هنگامى كه توانست اين شورشها را سركوب كند كه البته با نهايت قساوت و شدت و بىرحمى آن را به پايان رسانيد ، دوباره به بغداد بازگشت ، و ديگر بار نظارت بر ساختمان شهر را عهدهدار شد .
تكميل ساختمان شهر تا سال 149 ادامه داشت . تعداد افرادى را كه در انجام اين عمل شركت داشتند تا صد هزار تن گفتهاند . مسعودى مىگويد : در هر روز پنجاه هزار تن در شهر به كارهاى ساختمانى مشغول بودند . مقدار اموالى كه منصور در راه ساختمان اين شهر صرف نمود در حد اقل نقل ، چهار ميليون و اند درهم ، و در حد اكثر آن هيجده ميليون دينار تخمين مىزنند « 13 » كه پارهاى از محققان آن را با مبالغه همراه مىدانند . « 14 » البته اين مبلغ كه با توجه به خست منصور بسيار گزاف به نظر مىرسد ، مربوط به ساختمان شهر و ديوارهاى سه گانه و خندق و بازارهاى آن و مسجد جامع و قصر خاص خليفه مىباشد . « 15 » شهر بغداد به صورت دايره ساخته شد ، شكلى كه بر خلاف نظر جغرافيانويسان قديم « 16 » تازگى نداشت ، و در بناى همدان و حران و دارابجرد به كار رفته بود . بخشى از مصالح ساختمانى شهر را از تيسفون كه رفته رفته متروك شده بود آوردند ولى چون عملى مقرون بصرفه نبود به زودى از آن دست كشيدند . چهار دروازهء شهر را به بيرون متصل مىساخت ، و هر دروازه دو در آهنين بزرگ داشت كه تنها بوسيلهء يك گروه از مردان ممكن بود بسته يا گشوده شود . اين دروازهها باندازهاى بلند بود كه يك علمدار سوار بر اسب با علم خود و يك نيزهدار با نيزهء بلند از آن داخل مىشد بدون اين كه علم يا نيزه خم شود . يعقوبى مىگويد :
پهناى ديوار اصلى شهر در پائين نود ذراع و در بالا بيست و پنج ذراع و بلندى آن شصت ذراع بوده است . « 17 » همو در تاريخ پهناى ديوار را در پائين هفتاد ذراع مىداند . « 18 » ديگران قطر ديوار را از اين هم كمتر دانسته و پنجاه ذراع گفتهاند . « 19 » شخصى كه از بيرون به شهر وارد مىشد ، در ابتدا به خندق و سپس به دروازهء آهنين
هامش
( 11 ) تجارب السلف ، هندوشاه نخجوانى ، 107 - 106 ، چ عباس اقبال و مقايسه شود با مناقب بغداد ، 8 و معجم البلدان 1 ، 458 .
( 12 ) نگاه كنيد به مناقب بغداد ، 8 و ابن اثير 5 ، 559 ، چ دار صادر .
( 13 ) تاريخ بغداد 1 ، 69 و معجم البلدان 1 ، 459 و لسترانج : بغداد فى عهد الخلافة العباسية ، 44 ، چ بغداد و فيلب حتّى و ديگران تاريخ العرب ، 358 - 357 و
( 14 ) دكتر حسن ابراهيم حسن : تاريخ الاسلام السياسى 2 ، 379 ، چ هفتم .
( 15 ) طبرى 7 ، 655 و ابن اثير 5 ، 757 ، چاپ دار صادر .
( 16 ) زرين كوب : تاريخ ايران بعد از اسلام ، 415 .
( 17 ) البلدان ، 8 - 7 و لسترانج : بغداد ، 28 - 26 هر ذراع در حدود نيم متر است .
( 18 ) تاريخ يعقوبى ، ترجمه دكتر آيتى 2 ، 365 .
( 19 ) دكتر مصطفى جواد و ديگران : بغداد ، 19 و ابن اثير 5 ، 560 .