را سيراب مىساخت براى سرسبزى شهر و حومهء آن عاملى مؤثر بودند .
مجموعهء اين عوامل و توجهى كه بعدها عباسيان و حاشيه نشينان دربار ايشان به كار بردند ، و نيز پولى كه از همهء جهان اسلام بعناوين مختلف غارت شده و به بغداد سرازير مىگشت ، باعث شد كه به زودى شكوه و زيبائى و آبادانى اين شهر رونق دمشق را از خاطرهها زائل كند ، و بغداد به صورت شهرى بىنظير از جهت وسعت و عظمت و زيادتى عمارات و قصرها و فراوانى جمعيت و ثروت و خوشى آب و هوا و كثرت بساتين و باغات در آيد . بيش از نيمقرن از عمر اين شهر نگذشته بود كه مركز ثروت دنيا و قطب اصلى سياست جهانى شد ، و تنها رقيب آن در جهان آن روز شهر قسطنطنيه مىتوانست باشد . « 9 »
ساختمان بغداد
سرزمينى كه بغداد در آن ساخته مىشد به كلى خالى از سكنه نبود . بلكه از زمانى دراز قريههاى آبادى در آن وجود داشت . يكى از اين قريهها بغداد نام داشت كه به جاى آن شهر بغداد ساخته شد ، و ديگرى به كرخا موسوم بود كه محلهء بزرگ شيعه نشين كرخ در آنجا بوجود آمد . سومى بنام براثا مشهور بود كه يكى از محلات حومهء بغداد بجاى آن بوجود آمد .
اهالى اين قريهها مسيحى آرامى بودند ، و به احتمال قوى دو نام بغداد و كرخ اصلى آرامى داشتند . در قريه كرخا از سالهاى دراز قبل از ساختمان بغداد ، تا سالهاى چندى بعد از آن ، يك بازار بزرگ مكاره تشكيل مىشد كه خود عاملى براى آبادانى نواحى اطراف بشمار بود . « 10 » مورخين قديم كيفيت بناى اين شهر را چنين نوشتهاند كه منصور دوانيقى جماعتى از حكماء و اهل بصارت فرستاد تا موضع مناسب بطلبند ، و ايشان آن مقام كه امروز بغداد آن جاست اختيار كردند ، و منصور نيز حاضر شد ، و آن موضع را بپسنديد ، و شهر بنا كرد . . .
يكى از عقلاء نصارى گفت : يا امير المؤمنين يكى از فضائل اين موضع آن باشد كه ميان دجله و فرات افتاده است ، و در وقت محاربه ، دجله و فرات همچنان باشند كه دو خندق شهر . ديگر آنكه خواروبار از دياربكر بانحدار در دجله به اين مقام آرند ، و از بصره بجانب بحر بصعود ، و از جانب شام در روى فرات ، و از خراسان و ديار عجم در شط تامرّا . ديگر آنكه چون مقام در ميان ( دو رود بزرگ ) است اگر جسر را قطع كنند دشمن نتواند گذشت . ديگر آنكه اين موضع در ميان بصره و واسط و موصل افتاده و بر و بحر و جبل هم نزديك . چون ( منصور ) اين سخن بشنيد رغبت او در آن تأسيس زياده شد . امثله ( و فرامين ) به اطراف نوشت تا استادان و مهندسان و فعله بيامدند ، و چون بنياد باره نهادند خشت اول بدست خويش
هامش
( 9 ) همان كتاب ، متن انگليسى ، و متن عربى ، 368 .
( 10 ) در مادهء كرخا ، و نيز مادهء سوق الثلاثاء در معجم البلدان 283 ، 3 ، چ بيروت .