تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
جز ذلت و خوارى بهره‌شان نساخت ، همان ستمگران و متجاوزين مىباشند ، گر چه چند صباحى پيروزى بدست آورند ، خلاصه عزتى كه كافرين بر مسلمانان دارند ، عزت واقعى نيست چه دوام و بقائى ندارد ، زيرا چنين عزتى به ذلت و خوارى منجر مىشود و به زودى و بال صاحبش خواهد گرديد ، و ضعف مؤمنان هم به دست كافران در واقع ، ضعف نخواهد بود ، چون بازگشت و عاقبت چنين ضعف و گرفتارى ، عزت و شرفى است كه لازمه هر گرفتارى مىباشد ، و سرانجام به ثواب هميشگى منتهى خواهد شد ، چگونه مىتوان آن را ذلت و خوارى و ضعف ناميد ، در صورتى كه حق تعالى ، فرمان داده است تا پيامبران را محترم بشمارند كه آنها سفيران خدا در ميان مردم هستند ، گر چه كفار بر آنها سخت گيرند . سيد رضى مىگويد ، بازگشت اين قول به آنست كه ما اين آيه را - حكم - بدانيم نه خبر ، و چنان است كه حق تعالى فرموده : به هر كس كه اطاعتش كند ، حكم و دستور ملك و دنيامدارى داده است و بدين صفت مشخص و منسوب مىگردد و به هر كس كه نافرمانىاش كند هرگز حكم نفرموده است به ملك و سلطنت ، و نه او را به آن موسوم و منسوبش ساخته است ، اين حكم قطعى پروردگار است ، پس بايد گفت آنچه كه در اين آيه آمده است بر سبيل حكم است نه خبر .

برخورد مؤمنين با كفار

سيد رضى مىگويد : اگر كسى از آيه كريمه ذيل بپرسد :
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً
يعنى : نبايد اهل ايمان ، مؤمنان را وا گذاشته از كافران دوست گيرند ، هر كس چنين كند ، رابطه‌اش با خدا بريده است ، مگر براى بر حذر بودن از شرّ آنها . . . و بگويد : از ظاهر اين آيه كريمه چنين فهميده مىشود كه در موقع ترس جايز است كه با كافران دوست شد ، در صورتى كه هيچ مسلمانى به اين حرف معتقد نيست ؟ جواب : به اين سؤال چند جواب داده‌اند : 1 - از جمله ، اين كه معنى - اتخاذ - در اصل ، آهنگ چيزى كردن و بر آن مصمم بودن و بدان دست يازيدن و پيوسته با او بودن است ، مگر اين آيه كريمه را نديده‌اى كه مىفرمايد :
وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا
- سوره نساء آيه 124 - يعنى خدا ابراهيم را به دوستى گرفته است .