منظور اين است كه حق تعالى او را به اين حال ممتاز نموده و اين دوستى را آشكار كرده است و پيوسته بر اين امر مداومت مىنمايد .
اگر به تمام مواردى كه در قرآن به كلمه - اتخاذ - اشاره رفته است توجه كنى ، همين معنى را خواهى ديد ، مثلا آيه :
قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً
( سوره كهف آيه 21 ) يعنى : كسانى كه در مورد ايشان غلبه يافته بودند گفتند در جاى ايشان عبادت گاهى خواهيم ساخت . كه مراد اين است كه در آنجا محلى ثابت و دائم قرار مىدهيم كه پيوسته با آن باشند . همچنين آيه كريمه :
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ
( سوره فرقان ، آيه 3 ) يعنى : « سواى خدا ، خدايان گرفتهاند كه چيزى خلق نكنند و خودشان خلق شدهاند » .
كه مراد اين است كه مشركين ، هميشه نديم و ملازم آن خدايان دروغين شدهاند و پيوسته به ستايش آنها پرداختهاند .
بنا بر اين آنچه گفتيم ، پس اين كه پروردگار در آيه مورد بحث از اظهار دوستى با كافران نهى كرده است ، بايد نفس آدمى بر ادامه اين امر مصمم و قاطع باشد ، و اين عدم دوستى قلبى را با كافران اظهار نمايد ، چون در حقيقت پروردگار مىفرمايد : بايد هيچ مؤمنى ، دوستى با هيچ كافرى را از روى قصد و عمد اظهار ندارد و در عوض آن لازم است كه با مؤمنين دوستى نمايد چه آنها سزاوارترند به رفاقت و دوستى از ديگران ، چون نهى از دوستى با كفار وقتى است كه از روى قصد و عزم و اراده باشد نه تنها عمل آن ، چون اگر عمل بدون نيت هم نهى شده بود ، در حال تقيه هم دوستى با آنان جايز نبود . و جمله
« مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ »
از آيه مورد بحث به همين معنا ناظر است و بايد بجاى دوستى با كافران ، با مؤمنين دوست باشيد ، و حق تعالى به دنبال آيه مزبور مىفرمايد :
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ
، يعنى از سوى خدا هيچ دوستى و محبتى نيست ، بعضى گفتهاند كه معنى اين جمله اين است كه : خداى از وى بىزار است و آنها از دين الهى روى گردانيدهاند .
پس از آن حق تعالى كسانى را كه در حال تقيه هستند مستثنى نموده و فرموده است :
إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً
بعضى كلمه - تقاه - را ( تقيه ) خواندهاند . خلاصه بازگشت هر دو لفظ به يك معنا است ، چه اين كه حق تعالى در حال خوف ، اظهار دوستى با كفار را با زبان جايز دانسته است نه از روى قصد و قلب . سيد رضى گويد از ابن عباس روايت شده است كه اين آيه در باره گروهى از انصار نازل شده است كه يهود در باره دينشان فتنه انگيزى مىكردند و با آميزش و رفت و آمد با آنان ، دلهايشان را منحرف مىكردند ، از قبيل : عبد اللَّه