بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سپاسِ شايسته و ستايش بايستهء سزاوار ، نثار پروردگارى كه رسومِ شرع را مطابق مقتضاى عمل كامل گردانيد . و طَبع و عادتِ صاحبِ عقلِ كامل را تابع عقل او ساخت . و درودِ نامعدود بر روانِ خاتم الانبياء و سَرورِ أصفيا كه به كاملتر عقلى و تمامتر شرعى به تكميل خلايق پرداخت . و بر اهل بيتِ عصمت و طهارت كه فِرقهء ناجيهء شيعه را به محبّت و طاعتِ ايشان نَواخت .
امّا بعد ، چون خاطرِ اشرفِ نوّاب أقدسِ أعلى ، أَعني آفتابِ فلكِ سَرورى ، و سهرِ سپهرِ دين پرورى ، سلالهء دودمانِ مصطفوى و سليلِ خاندانِ مرتضوى ، مؤيّد به تأييد ربّانى ، شاه عبّاس ثانى - وَصَلَ اللَّهُ دَولَتَهُ بِدَوْلَةِ الْقائم سَلامُ اللَّهِ عليه - متوجّه شنيدن سخنى چند بود از لطايفِ معرفت و طرايف حكمت كه روشنى دل و قوّت جان را شايد ، و داعى كمترين « محمّدبن مرتضى » ، المدعوّ به « محسن » ، قبل از اين در شناختن نفسِ ناطقهء انسانى و تربيت او به « حُكّام » كه وسيلهء شناخت پروردگار است ، و ربوبيّت او در أنام ، رسالهاى به زبانِ تازى نوشته بود موسوم به « ضياء القلب » رسانيدن مضمون آن را به عرضِ آن يگانهء دهر مناسب ديد ، بنابراين خلاصهء آن را مترجم ساخته تحفهء آن مجلسِ بهشت آيين نمود و چون معنى « شاهى » در او جلوهگر بود و منسوب به شاهِ دين پرور ، موسم به « آيينهء شاهى » گردانيد ، اميد كه به عزّ قبول رسد .
مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة آئينهء شاهى 11
مساهمون: بهراد جعفرى
صآئينهء شاهى ١١