تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة شرائط الإيمان 27

مساهمون:

صشرائط الإيمان ٢٧
آن آنست كه نگرود و گردن ننهد و تن در ندهد فرمان خداى را ، يا از روى استكبار و علوّ ، چون ابليس لعين كه چون به « 1 » او گفتند سجدهء آدم كن امتناع نمود ، چنان كه حقّ تعالى مىفرمايد « 2 » :
« أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
« 3 »
»
، و يا از روى تقليد آبا و اسلاف ، چون اكثر كفّار كه چون با « 4 » ايشان گفتند : پيرو آن شويد كه خداى تعالى فرستاده است ، ايشان گفتند : بلكه ما ، در پىِ آن باشيم كه پدران خود را بر آن يافتيم ، چنان كه مىفرمايد :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا »
، پس مىفرمايد :
« أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
« 5 »
»
. يعنى : واگرچه پدران ايشان بىعقلان وگمراهان ونادانان باشند ، همچنانكه ايشان . و امثال اين آيات در قرآن بسيار است . وهركه انكار حقّى كند از روى استكبار و علوّ ، او را نصيبى باشد از اين نوع كفر ، و همچنين هر كه از آبا و اجداد و معتبران و پيران اهل روزگار يا از اهل [ علم ] كج فهم كه از علماى خدا و آخرت نباشند اعتقادى چند بگيرد كه آن اعتقاد در نفس الأمر ناپسنديده و ناصواب باشد و در ظنّ دارندهء آن خير و صواب باشد و بدان خرّم باشد . پس چون پيغمبرى يا عالمى ربّانى كه نيابت پيغمبر كند اعتقاد صواب و سخن حقّ عرض كند آن اعتقادِ كج خود داشته پردهء اين اعتقاد حقّ ناداشته ، نادانسته گردد ، و آن سخنهاى دروغ خود شنيده حجاب اين سخنهاى راست ناشنيده گردد تا از بهر آن دروغ اين راست را قبول نكند و باور ندارد ، او
هامش
( 1 ) - اصل : « با » . ( 2 ) - الف : « فرمود » . ( 3 ) - البقرة : 34 . ( 4 ) - الف : « به » . ( 5 ) - البقرة : 170 .