مىفرمايد : اگر نمىبود در روى زمين مگر يك مؤمن هر آينه مستغنى مىشدم به « 1 » او از جميع خلق خود و مىگردانيم مر او را از ايمان او انسى كه محتاج نشود به هيچ كس « 2 » » .
سؤال چهارم :
هرگاه ايمان منحصر در اين فرقهء قليله باشد ، پس ساير مردمان را كافر توان خواند ؟
جواب :
ايمان كامل منحصر در اين فرقهء قليله است ، و ايمان را مراتب غير اين هست و به ازاى هر مرتبه نوعى است از كفر ، پس اگر كسى بعد از اطّلاع بر مراتب كفر و ايمان « 3 » و فهميدن معانى آنها اطلاق لفظ كافر كند بر كسى كه متّصف باشد به مرتبهاى از مراتب كفر و نوعى از انواع آن به معنى خاص ، شايد ؛ چه يك كس مؤمن و كافر تواند بود به دو اعتبار و نسبت به دو مرتبه كه در مقابل يكديگر نباشند ، ليكن كافر على الاطلاق نمىتوان گفت مگر كسى را كه هيچ مرتبهاى از مراتب ايمان نداشته باشد ، چنان كه مؤمن على الإطلاق نيز منصرف به فرد كامل مىشود ، و آن كسى است كه هيچ مرتبهاى از مراتب كفر با وى نباشد ، و او را مؤمن مُمتحَن « 4 » و متّقى و شيعه به معنى خاص نيز گويند . و شيعه به معنى
هامش
( 1 ) - الف : « با » .
( 2 ) - كافى : ج 2 ، ص 245 ، ح 2 .
( 3 ) - الف : « ايمان و كفر » .
( 4 ) - مؤمن ممتحَن شيعهاى است كه هيچ دستورى از ائمّه عليهم السلام به او نرسد جز آنكه قلباً آنراپذيرفته و ذرّهاى ترديد نمىكند . ( از بحار : ج 26 / ص 2 ) البتّه در معنى عام به بندهاى اطلاق مىشود كه خداوند وى را به گناه گرفتار ومبتلا نموده و او راه توبه را بسيار پيموده باشد ، يعنى همان مُفتَّن .