گر تو خواهى صورت ايمان « 1 » ببينى عشق ورز * يا بيا سيماى ايمان بر جيبن ما ببين
سالها خون خوردهام تا دين به دست آوردهام * از فروغ نور دينم سرّ « ما أَوْحى » ببين
چشم دل بگشا و بنگر سوى آيات خدا * شركها در پيروىّ ملّتِ آبا ببين
سرّ معراج نَبى خواهى كه بينى آشكار * صورت صوت علىّ در « ليلة الأسرى » ببين
فيض روح القدس اگر خواهى ببينى « 2 » در سخن * شعر فيض از بر بخوان ، خورشيد در شبها ببين « 3 »
امّا جواب از سؤالهاى ايشان كه به دين مدخلى نداشت ، آن است كه بناى افسانههاى هندوان اگر راست باشد بر عجايب و غرايبى است كه حقّ تعالى در بنيهء انسان درج فرموده .
از آن جمله عين الكمال « 4 » است كه نفوس خبيثهء قويّه را كه شيطنت بر ايشان غالب مىباشد تصرّف در بدن غير مىرسد به گماشتن نظر شرّ ، چنان كه در حديث نبوى آمده كه : « العَينُ حَقٌّ ، وَ العَينُ تُدخِلُ الرَّجُلَ القَبرَ و الجَمَلَ القِدْرَ » « 5 » .
هامش
( 1 ) - در مصدر : « معنى ايمان » .
( 2 ) - « خواهى بيابى » .
( 3 ) - ديوان فيض رحمه الله .
( 4 ) - يعنى آن حسدى كه به هر چيز كاملى اصابت مىكند ، و كلمهء عين مصدر از فعل عانَهُ مىباشد ، و در صحاح جوهرى گويد : « عانَه : أصابه بالعين ، و هو أثر عين الحاسد في المنظور » .
( 5 ) - يعنى : « چشم زدن حقّ است ، و آن آدمى را داخل قبر مىسازد و شتر را به ديگ پخت اندازد » . و آن از احاديث مشهوره نزد فريقين مىباشد .