تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة شرح صدر 44

مساهمون:

صشرح صدر ٤٤
بلى در اين ابتلا و امتحان و تلاطمِ [ امواجِ ] اين بحرِ بيكران تجربه‌اى چند رو داد و معرفتى چند حاصل شد و مصداق حديث : « عارِفٌ بِأَهْلِ زَمانِه » « 1 » گرديد و به ارتداد عامّهء صحابهء پيغمبر « 2 » - صلّى اللَّه عليه و آله [ و سلّم ] - به مشاهده و عيان گرويد « 3 » و در معرفت حقّ سبحانه و اوليا و اعداى او نيز زيادتى بصيرتى يافت ، و روى دل از غير حقّ يكباره برتافت .
مونس و غمگسار من نيست به جز خيال او * گر نبود خيال او با كه دمى بسر برم
ديدهء جان « 4 » گشوده‌ام بو كه درآيد از درم * تخم ولاش كِشته‌ام تا كه ازو ثمر برم
كى بود آنكه وصل او روزى جان من شود * روى كنم به روى او غصّه ز دل بدر برم « 5 »
* * * اينها همه قصّهء عشق است و حكايتِ اشتياق ، و بيان درد دل سوختهء فِراق ،
هامش
( 1 ) - عن الصّادقِ عليه السلام قال : في حكمة آل داودد عليه السلام : « ينبغي للعاقل أن يكون مقبلًا على شأنه ، حافظاً للسانه ، عارفاً بأهل زمانه » . بخشى از حديث منقول از امام صادق عليه السلام ، از سخنان حكيمانهء حضرت داود عليه السلام است كه فرموده : « خردمند را شايسته است كه متوجّه نقاط ضعف خود باشد ، و زبان خود نگاه دارد ، و مردم روزگار خود را بشناسد » . ( كتاب من لا يحضره الفقيه : ح 5903 ) ( 2 ) - إشارة إلى ما ورد « أنّ النّبيّ صلى الله عليه و آله لمّا قبض ارتدّ النّاس إلّا ثلاثة - الحديث » . ( 3 ) - الف : « گرديد » . ( 4 ) - ج : « ديده دمى » . و در ديوان مطابق متن است . ( 5 ) - ابيات با تقديم و تأخير در ديوان مؤلّف مذكور است .
مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة شرح صدر 44 | بهراد جعفرى / الفيض الكاشاني