قم به شيراز تكليف نمودند و بدان جانب اقامت فرمودند به مقتضاى
« فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ »
« 1 » به شيراز رفته قريب به دو سال ديگر در خدمت با بركات ايشان بسر برد [ ه ] و از انفاس طيّبهء ايشان بسى استفاده نمود . و قبل از سفر شيراز و بعد از آن در كاشان به رعايت ناموس خاندان مشغول مىبود و در آنجا به فراغت قناعت مىگذرانيد ، چه از روى تحقيق :
هر آنكه كُنج قناعت به گَنج دنيا داد * فروخت يوسف مصرى به كمترين ثَمنى « 2 »
و به مطالعهء سخنان بزرگان و تذكار آن در رياض جنان معارف سير مىكرد .
در اين [ مى ] بود كه حاكم فرمانرواى عقل كه در اين چند گاه زمام حلّ و عقد شهرستانِ وجود اين فقير به دست اختيار و استبصار خدمتش بود درآمد ، و از مؤدّاى نصِّ
« وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« 3 »
»
. و به فحواى كريمهء :
« فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
« 4 »
»
نكتهاى آشكار كرد « 5 » بدين مضمون كه واجب و متحتّم « 6 » است كسانى را كه حقّ عزّوعلا قوّت
هامش
( 1 ) - القصص : 27 .
( 2 ) - از ديوان حافظ .
( 3 ) - آل عمران : 104 . : « و بايد از شما گروهى باشند كه به نيكى بخوانند و به كارهاى پسنديده فرمان دهند و از كارهاى زشت و ناپسند باز دارند ، و آنانند رستگاران » .
( 4 ) - التوبة : 122 . : « پس چرا از هر گروهى از ايشان جمعى بيرون نروند [ و دستهاى بمانند ] تا دانش دين بياموزند ( و آيات و احكام جديد را فرا گيرند ) و مردم خويش را چون به سوى ايشان بازگردند هشدار و بيم دهند شايد كه بترسند و بپرهيزند » .
( 5 ) - الف و ب : « گرديد » .
( 6 ) - فريضه و واجب .