تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
او حيران . طالبان سراى [ 2 ] كون « 16 » و فساد « 17 » را در گفت‌وگوى سر حكمت او ميدان فصاحت « 18 » تنگست و ره‌روان عالم قدس « 19 » را در جست‌وجوى فيض قدرت [ 3 ] او پاى طاقت لنگ .
شرح
( 16 ) - كون : كون يعنى وجود . و عالم كون يعنى عالم وجود و معنى خاص اين اصطلاح عبارت از امرى است كه حادث شود بطور دفعى مانند آب كه تبديل به هوا گردد . در مقابل استحاله كه تغيير صورت بنحو تدريج باشد ( فرهنگ اصطلاحات فلسفى ) . ( 17 ) - فساد : فساد يعنى درهم ريختن و از بين رفتن و نابود شدن و متلاشى شدن است و فساد در فلسفه به معناى زوال صورت از ماده مىباشد در مقابل كون كه حصول صورت براى ماده است چنان كه گويند موجودات جسمانى همواره در معرض كون و فسادند يعنى صورتى زائل شده و صورتى ديگر پديد مىآيد ( نقل باختصار از فرهنگ اصطلاحات فلسفى ) . ( 18 ) - فصاحت : بالفتح . گشاده‌سخن شدن و تيززبان گرديدن و در بعضى كتب لغت معنى آن صراحت و ظهور است و بعضى بمعنى خلوص گويند و در اصطلاح ، خلوص كلام است از ضعف تأليف و تنافر كلمات و تعقيد . و فصاحت كلمه خالص بودن آن است از تنافرات . و فصاحت كلام براءت آن از ضعف تأليف و تعقيد . و فصاحت متكلم قدرت اوست بر تركيب كلمات بقانونى كه مقتضاى فصاحت باشد و احتراز او از آنچه منافى آن است . ( 19 ) - قدس : پاكى .
هامش
[ 2 ] - ملى : سراء [ 3 ] - مر : جست‌وجوى قدرت