الباب التاسع فى فضائل العفة و سعادة عواقبها
قال الله تعالى :
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 1 » .
موجود بىبدايت و قيوم بىنهايت قادر بىعجز و قاهر بىمنع واهب عقل مرشد و معطى حيات طيب در قانون حكمت و كيمياى [ 1 ] سعادت اعنى تنزيل محكم و كتاب معظم چنين بيان مىفرمايذ [ 2 ] كى هر بندهءى [ 3 ] از بندگان حضرت و كنيزكى از پردكيان عصمت كى [ 4 ] به من كى [ 5 ] آمرزنده گناه و پوشنده
شرح
( 1 ) - سوره النحل آيه مباركه 100 هركه كرد كار شايسته از مرد يا زن و او گرونده است پس زنده داريم او را زندگى پاكيزه و پاداش دهيم ايشان را اجرشانرا بنيكوتر آنچه بودند ميكردند .
( من عمل صالحا ) آنگه گفت هركس كه او عمل صالح كند و كار نيكو از مردان و زنان ( و هو مؤمن ) « واو » حال راست و او مؤمن باشد ما او را زنده داريم زندگانى خوش . مفسران خلاف كردند در اين حيات طيبه . سعيد جبير و ضحاك و عطا گفتند مراد روزى حلال است براى آنكه مرد عاجلا در راحت بود و آجلا از تبعه ايمن بود و اين روايت ابو مالك و ابو ربيع است از عبد الله عباس .
حسن بصرى گفت و زيد و وهب بن منبه مراد قناعت است و اين روايت عكرمه است از عبد الله عباس . مقاتل حيان گفت العيش فى طاعة الله زندگانى در طاعت خدا . ضحاك گفت هركه ايمان دارد و عمل صالح كند اگر درويش بود و اگر توانگر زندگانى او خوش بود و هركه او تارك بود عمل صالح و ذكر خداى را زندگانى او ناخوش بود . ابو بكر وراق گفت مراد حلاوت طاعت است . والبى گفت از عبد الله عباس سعادت است . مجاهد و قتاده و ابن زيد و حسن گفتند مراد حيات بهشت است كه زندگانى الا در بهشت خوش نباشد( وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ )و ما جزاى طاعت ايشان و مزد ثواب ايشان دهيم نيكوتر آنچه كرده باشند . ابو صالح گفت سبب نزول آيه اين بود كه جماعتى از جهودان و ترسايان و بتپرستان بنشستند و هركس گفت ما بهتريم و فاضلتريم خداى تعالى اين ايت فرستاد ( من عمل صالحا ) - تفسير ابو الفتوح رازى .
هامش
[ 1 ] - ملى . ملك : كيمياء
[ 2 ] - مر : و كتاب اعظم چنين بيان مىكند
[ 3 ] - ملك : بندهء
[ 4 ] - ملك : كه