تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
شعر
جنين هواه ان يفارق امه * اذا المهد هام و القماط قتام يبز منام الاسد فى الغاب خيفة * به و عليه للنمال منام « 6 »
برهنه در دست گرفته . عمرو چون آن حالت بديذ قدمش متزلزل شذ و رنگ رخسارش متغير گشت . چون بنشست گفت اى امير مسلمانان و امام وقت . ملوك و سلاطين را دشمنان نهانى و خصمان پوشيذه بسيار باشند كى نزديكان ايشانرا بفريبند تا بنگاه داشت فرصت كارى كنند كى نفس و مال و خان‌ومان و تن و جان صذ هزار خلق در معرض فساد و تباهى اندازند و بر غلامان تا اين غايت اعتماد كردن كى تنها بيك تو [ 21 ] پيرهن با شمشيرى چون آب و آتش اقامت كنذ و خالى بنشينذ از عقل دورست . جان عالمى بسته نفس مبارك تست با نفس خويش و جان جهانيان چرا زينهار [ 22 ] مىخورى . خليفه گفت اى امام نصيحتى كى مىفرمائى و سخنى كى در اين باب مىدانى از سر حقيقت تمام و خرذ بر كمالست اما من با اين غلام شمشير كشيذه تنها درين خانه اعتماد بر آن كرده‌ام كى هرگز او مرا بر سر خطائى و معصيتى نديذه است و بر عثره از عثرات من كى آن متهتك باشذ مراستار عفت و پرده صيانت را ، وقوف نيافته تا دلير شوذ و آن دليرى بناحفاظى سرايت كنذ و وقع من از غايت عفت و وقار من از كمال صيانت در چشم او تا حديست كى اگر سالى در خدمت من باشذ [ 23 ] جز پشت پاى خويش و روى زمين چيزى ديگر نبينذ . پس عفت فضيلتيست كى بوسيلت آن احراز كمالات نفسانى توان كرد و بذريعت آن بمقام اعظم از قرب آفريذگار توان رسيذ و عفيف بايذ كى از صحبت اشرار بر حذر
شرح
( 6 ) - همچون بچهء در شكم ، آرزويش دور شدن از مادر خويش باشد . زيرا گهواره‌اش زبر اسبان و قنداقه‌اش گرد سپاه و ميدان است . از بيم خواب از شير بيشه ربوده است درحاليكه مورچگان را بر پشت آن شير خوابى خوش است .
هامش
[ 21 ] - ملى : توى [ 22 ] - ملى : زنهار [ 23 ] - مر : اقامت نمايذ
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 550 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي