تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
در صندوقها نشاند و بر هر شترى دو صندوق بوذ و دو مرد تمام سلاح در آن صندوق پنهان [ 189 ] و راه قلعه برداشت . زبا را از آمدن قصير خبر كردند بر زبر قلعه رفت [ 190 ] و در صحرا نگريست چون نظر بر هيونان قصير افكند كى گران‌گران در زير بار مىآمذند و از مشقت بار گران و حمل صعب مىناليذند اين ابيات انشا كرد و نرم با خوذ مىخواند [ 191 ] . شعر
ما للجمال مشيها و ييدا * اجندلا تحملن ام حديدا ام صرفانا باردا شديدا * ام الرجال جثما قعودا
معنى آنست كى اين اشترانرا چه رسيذه است كى چنين گران و ناتوان مىآيند مگر بار ايشان سنگست يا آهن يا اسرب « 88 » يا مردان بر سلاح و الا رفتن ايشان بذين كراهت « 89 » و گرانى نبوذى و قصير عمرو را از حال قلعه آگاه كرده بوذ و نشان داذه كى بفلان جاى فرجهءيست حالى كى از مكمن بيرون آئى در آن كوش كى تيغ كشيذه بر در آن فرجه روى كى حالى آن جاذو قصد آن فرجه كنذ تا مگر جانرا از زخم تيغ تو برهانذ [ 192 ] . پس قصير اشتر با بار در ربض « 90 » قلعه برد و صندوقها فروگرفت و جوالها بيرون كرد و در صحن حصار بنهاذ و خوذ به خدمت زبا رفت . يكى از مردم [ 193 ] قلعه جوال‌دوزى بجوال فروبرد تا بنگرذ كى چه بارست باندام مرد رسيذ مرد از زخم آن بر هم جست باذى ازو جذا شذ آن مرد قلعه فرياذ برآورد كى درين جوالها و صندوقها [ 194 ] مردان سلاح‌ورند . چون پرده راز دريذه شذ مردان كارزار جوالها ببريذند [ 195 ] و بيرون آمذند و قلعه
شرح
( 88 ) - اسرب : بضم اول و ثالث . بمعنى سرب و بحذف الف نيز آمده ( انندراج ) ( 89 ) - كراهت : كسحابه . سختى ( انندراج ) ( 90 ) - ربض : ميانه چيزى و بنياد بنا ( انندراج )
هامش
[ 189 ] مر : در آن متمكن [ 190 ] مر : بر سطح قله آمذ [ 191 ] مر : انشا كرد و اين شعر انشاد نموذ [ 192 ] مر : امان دهذ [ 193 ] مر : ساكنان [ 194 ] مر : جوالق و صنادق [ 195 ] مر : چون آواز مرد بشنيدند مردان كارزار جوالها بدريذند