تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
خانهء طويل و عريض ساخته بوذند و درى سنگين در غايت احكام « 100 » در آن [ 131 ] آويخته و درون و بيرون بند سخت و قيد محكم كرده . مبشر چون بذان موضع رسيذ فروآمذ و در آن خانه رفت و اسب را بر در بگذاشت و در پس در پنهان شذ سوار برسيذ فروآمذ و شمشير كشيذه بر عقب وى درون رفت و از غايت شعف بر ظلم و نشاط آنك هزار دينار كسب خواهد كرد از جستن پس در غافل ماند و در بن خانه رفت و مبشر چست بيرون [ 132 ] جست و در فراگرفت [ 133 ] و بند محكم [ 134 ] كرد و بر اسب وى سوار شذ و اسب خويش را جنيبت ساخت و بسلامت سوى خانه آمذ و چون بمقر و مسكن خويش رسيذ منذر را از نيت بذ و سيرت ذميم وقايع و حوادث بر سر گذشته بوذ و مصادرات و مطالبات او را درويش كرده و املاك و اصقاع « 101 » خراب گشته [ 135 ] . مبشر املاك او جمله بخريذ و آباذان كرد و اسباب بسيار بساخت و چون [ 136 ] يك سال برين حال بگذشت عزيمت [ 137 ] زيارت كعبه مصمم كرد و با قافله حاج روان شذ . اتفاق را گذرش بر آن موضع افتاذ كى در بر آن ظالم ناپاك بسته بوذ و او را حبس ابد فرموذه با خوذ گفت بنگرم تا حالش چيست [ 138 ] . بيت
برخيزم و بنگرم كى حالش * در حبس تكسر « 102 » از چه سانست
چون بيامذ در همچنان بسته [ 139 ] يافت باز كرد و درون
شرح
( 100 ) - احكام - بالكسر . استوار كردن كار را ( غياث اللغات ) ( 101 ) - اصقاع : جمع صقع . بالضم و عين مهمله . كرانه ، گوشه زمين ( 102 ) - تكسر : بر وزن تفعل : شكسته شدن ( منتهى الارب )
هامش
[ 131 ] مر : بر آن [ 132 ] مر : برفور بيرون [ 133 ] در فراكرد [ 134 ] مر : و ببند محكم [ 135 ] مر : املاك و اسباب تباه و خراب گشته [ 136 ] مر : بساخت و بار اندوه از دوش بينداخت و چون [ 137 ] مر : بگذشت و آهوى مراد دوان شد بدشت عزيمت [ 138 ] مر : بچه رسيد [ 139 ] مر : در بر همان صفت بسته