تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
پذر بارها او را سرمايهاى گران و مالهاى بىكران داذه بوذ و بطريق تجارت به اطراف فرستاذه عشق ذاتى او در تفرقه آن مال تعبيها ساخته بوذ و جود طبيعى او در انفاق آن مايه چابك‌دستى نموذه بازرگان پسر را حاضر كرد و گفت اى نور ديذه و قوت دل تا اين غايت سرمايهاى عظيم داذم و مالهاى بسيار كرامت فرموذم و ترا بر طريق معاملت و مرابحت ابتعاث « 50 » كردم [ 108 ] . در اتلاف آن سعى پيوستى و از جانب من بر آن مؤاخذتى و معاقبتى نرفت از آنجهت كى حكما گفته‌اند : لا تواخذون اولادكم بآداب ازمانكم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم . معنى آنست كى ايشان از براى روزگارى ديگر آفريذه شذه‌اند و مرا حقيقت شذ كى طينت [ 109 ] من بر امساك و اقتار [ 110 ] « 51 » مجبول « 52 » بوذست و فطرت تو بر اعطا و اتلاف منجبل گشته اكنون وقت آنست كى جوهر روح من درج گلين خالى كنذ و طاوس نفس ازين آشيان مظلم ببوستان قدس پرذ . بيت
وقتست كى اين قفص بپردازم * در باغ الهى آشيان سازم
اينك اموال و اسباب و جواهر و خزائن همه به تو مىسپارم اگر تلف شود و حقيقت هر اندوخته آنست چنان ساز كى در راه [ 111 ] طاعت تفرقه كنى نه در راه معصيت و اگر بمانذ يقين شناس كى روزى ديگرى [ 112 ] خواهذ بوذ پس در ابقاى مال كى تمتع از آن ديگرى را بوذ استرضاء رحمان طلب نه متابعت [ 113 ] شيطان و چون مىبينى برأى العين و مىدانى بيقين [ 114 ] كى اين مال كى من جمع كردم تو مىخورى حقيقت شناس كى چون تو جمع كنى
شرح
( 50 ) - ابتعاث : برانگيختن و فرستادن كسى را و بيدار كردن ( ناظم الاطباء ) ( 51 ) - اقتار : نفقه بر عيال تنگ گرفتن ( 52 ) - مجبول : طبعى و جبلت‌كرده‌شده . آفريده‌شده ( انندراج )
هامش
[ 108 ] ملى : مرابحت نصيحت فرمودم و بر آن بعث كردم [ 109 ] ملك : طبيعت [ 110 ] ملى : اقبار [ 111 ] ملى : هر اندوخته آنست كى در راه [ 112 ] ملك : ديگر [ 113 ] مر : استتباع [ 114 ] مر : علم اليقين