تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
درختى سخت عظيم و قوى و بغايت طويل و عريض بر آن حوالى رسته بوذ و عروق در تخوم « 274 » زمين محكم كرده و از بسيارى سال و درازى روزگار [ 334 ] كاواك « 275 » شذه و ميان‌تهى مانده . فرهاذ آن را سپر صواعق ساخت و در ميان درخت بر سر پاى نشست جاذبه بخار [ 335 ] مار را از قعر دريا بر اوج هوا مىكشيذ و بكمند عذاب اژدها را بر سطح آب كشان مىكرد بصفتى كى از انين « 276 » آن تنين زهره در بر شير آب مىشذ و از ناله آن پتياره « 277 » دل در سينه پيل پاره مىگشت . پس چون از آب جذا ماند و باوهاق « 278 » او را سوى جهنم مىكشيذند دنبال در تنه آن درخت پيچيذ [ 336 ] و اگر خود بجاى درخت كوه بوذى با جذبه بخار پايدارى نتوانستى كرد [ 337 ] درخت از بيخ گسسته شذ و فرهاذ و اژدها كى اهل بحر و بر از شومى ظلم ايشان دست تظلم به حضرت
شرح
( 274 ) - تخوم : بضم اول نشان و حد فاصل ميان دو زمين ( منتهى الارب ) حد ( المنجد ) ( 275 ) - كاواك : بر وزن چالاك . ميان‌خالى و پوچ و بىمغز ( برهان قاطع )بجز عمود گران نيست روز و شب خورشش * شگفت نيست ازو گر شكمش كاواك است( لبيبى لغت فرس 251 ) ( 276 ) - انين : ناله ( 277 ) - پتياره : مهيب و نازيبا - افت . بلا ، زشت ( برهان قاطع ) پهلوىPatyarkاز اوستاPaityara( ضد آفرينش ) بنابراين پتياره و پتيارك پهلوى لغة بمعنى ضدرونده و بر خلاف رفتاركنندهجهانى بر آن جنگ نظاره بود * كه آن اژدها طرفه پتياره بود( فردوسى ) ( حواشى برهان قاطع ) ( 278 ) - اوهاق : بالفتح . جمع وهق . بفتحتين بمعنى كمند
هامش
[ 334 ] مر : و از مرور دهو و كرور اعوام [ 335 ] مر : درخت رفت ابر بجاذبه بخار [ 336 ] مر : و ابر باوهاق ارهاق و ارسان ازعاج او را سوى جهنم مىكشيذ آن درخت را متعلق و متشبث خويش ساخت و دنبال در تنه درخت پيچيد [ 337 ] مر : و از چنگال سحاب رستگارى نتوانستى يافت
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 363 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي