تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
ماننده است بدان كى امام اعظم و حبر اعلم محمد بن ادريس الشافعى رضى الله عنه « 599 » در بدايت ايام صبى و اوائل زمان تعلم
شرح
( 599 ) - شافعى : محمد بن ادريس بن عباس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبيد بن عبد يزيد بن هاشم بن عبد المطلب بن عبد مناف قرشى مطلبى مكنى بابو عبد الله . و اين هاشم كه در نسب شافعى است نياى پيامبر ص يعنى هاشم بن عبد مناف نيست بلكه برادرزاده اوست نسب وى از دو سو به عبد مناف ميرسد چنان كه از سوى پدر مطلبى و از سوى مادر هاشمى است . مادر وى از قبيله ازد است . شافعى در سال 150 ه كه سال درگذشت ابو حنيفه است بجهان آمد بلكه به نوشته ياقوت در معجم الادباء در همان روز وفات نعمان بن ثابت متولد شد . خاقانى در اين‌باره گويد :اول شب بو حنيفه درگذشت * شافعى آخر شب از مادر بزاددرباره تولد وى و طول مكث او در شكم مادر افسانه‌هاى بسيارى آورده‌اند . درباره زادگاه او سه قول است و سه جايگاه . عسقلان ، يمن و غزه را زادگاه وى دانسته‌اند واصح غزه است و اصطخرى نيز بر همين قول است . شافعى در كودكى پدر را از دست داد . در دو سالگى به مكه رفت و در آنجا با تنگدستى در دامان مادر پرورش يافت با باديه‌نشينان تازى و قبايل فصيح آنان حشر داشت و بدين سبب درباره اشعار شاعران بزرگ عرب و لغت عربى فصيح معلومات عميقى بدست آورد و نيز وى در مكه در نزد بزرگانى چون سفيان بن عيينه ( 196 ه ) و ديگران فقه آموخت . در نوجوانى بمدينه رفت و نزد مالك بن انس شتافت و از او كسب دانش كرد و تا سال درگذشت مالك ( 179 ه ) در آنجا بماند آنگاه به يمن رفت و در آنجا به علويان انس گرفت و سرانجام با گروهى از آنان دستگير شد و هارون وى را در رقه عفو كرد و از آن پس با حنفى مشهور محمد بن حسن شيبانى ارتباط يافت ( 179 ه ) و از او فقه را بروش عراقيان آموخت و جامع علم اصحاب حديث و اصحاب راى شد . در سال ( 188 ه ) از حران و سوريه گذشت و بمصر رفت و در سال 195 ببغداد رفت و در آنجا بتعليم پرداخت و در 28 شوال 198 ه بمصر رفت و بار ديگر به مكه بازگشت و آنگاه باز در سال 200 ه بمصر رهسپار شد و تا پايان عمر در آنجا بماند شافعى بقول مشهور در سلخ رجب سال 204 ه در 54 سالگى يا بگفته ياقوت در 58 سالگى به فسطاط درگذشت و در پاى جبل مقطم در قرافة الصغرى در مقبره بنى زهر مدفون گرديد مهمترين اثر وى كتاب الام است كه مجموعه نوشته‌هاى او بشمار ميرود . فهرست آثارش در معجم الادباء و كشف الطنون و منابع ديگر آمده است . در اشعار شاعران متقدم ايران از شافعى بمناسبت ياد شده و نمونه‌هائى از آنها را در اينجا نقل ميكنيمور تو فقيهى و سوى شرع گرائى * شافعى اينكت و بو حنيفه و سفيان( رودكى )مىجوشيده حلال است سوى صاحب راى * شافعى گويد شطرنج مباحست بباز( ناصر خسرو )شافعى گفت كه شطرنج مباحست مدام * كج مبازيد كه جز راست نفرموده امام( ناصر خسرو )شافعى بينم و در دست هر انگشتى از او * مالك و احمد و نعمان بخراسان يابم( خاقانى )عشق را بو حنيفه درس نگفت * شافعى را در او درايت نيست( سنائى )حلاج بر سر دار اين نكته خوش سرايد * از شافعى مپرسيد امثال اين مسائل( حافظ ) ( نقل باختصار از لغت‌نامه ) .