و چون در اتمام اين خدمت بذين مقام رسيذم و در جمع اين تأليف بذين موضع پيوست انديشه افتاذ كى قصيدهء در مدح ذات كريم و وصف ارسال اين خدمت نظم بايذ داذ و درين صحيفه « 62 » درج بايذ كرد كى پيوسته مجلس همايون خذاوند بابناء « 63 » فضل غاص « * » [ 15 ] باشذ و باصحاب هنر محفوف « 64 » كى تا هرگاه كى در آن همايون مجلس اين كتاب را مطالعه فرمايند دانند كى بنده بر هر دو طرف قادر بوذه است و بر هر دو شيوه ماهر . هم در بيان نثر سخنگزار و هم در ميدان نظم چابكسوار . و القصيدة المفيده المصنوعه هذه
بذين اساس كى تاييد « 65 » كردگار نهاذ * زمانه را همه اوميذ در كنار نهاذ
بناى دولت و دين نيك پايدار افكند * اساس امن و امان سخت استوار نهاذ
شب زمانه كى آبستن حوادث بوذ * بلهو و لذت و عيش و سرور بارنهاذ
بيمن « 66 » رايت « 67 » [ 16 ] دولت كليذ هفت اقليم « 68 » * سعادت آمذ و در دست شهريار نهاذ
شرح
( 62 ) - صحيفه : نامه - كتاب .
( 63 ) - ابناء : پسران . مردمان در يك مرتبه و يك درجه و در يك وضع و حالت ( فرنودسار ) .
* غاص . . . منزل غاص بالقوم : جاى پر از قوم
( 64 ) - محفوف : بفتح اول و ضم ثالث - گرداگرد گرفته .
( 65 ) - تاييد : نيرو دادن و توانا گردانيدن ( انندراج ) .
( 66 ) - يمن : بالضم . بركت و مباركى و خجسته شدن ( انندراج ) .
( 67 ) - رايت : نيزه و درفش و نشانهاى لشكر .
( 68 ) - هفت اقليم : اقليم اول - اماكنى كه در اوست اين است : جزيره وقواق كه آن در سرحد مشرق و بعضى بلاد چين ، جزيره سرانديب و ديگر جزائر هند و يمن و سبا و حضرموت و عدن و ارم كه بشداد منسوب است و بلاد زنگبار و معدن الذهب و بلاد نوبه و عمان و حبشه و بربر و جابلسا و غيره .
اقليم دوم : اماكنى كه در اين اقليم است اين است : توابع عمان و توابع يمن و يمامه و توابع حجاز و تهامه و مكه در ابتداى اقليم دوم است و بعضى بلاد افريقيه و بلاد مصر جزء آن است صاحب شرح چغمينى دهلى را از اين اقليم شمرده و صاحب مفرح القلوب كه از متأخرين و باشنده دهلى است دهلى را از اقليم سوم نوشته است .
اقليم سوم : اماكنى كه جزء اين اقليم باشند اين است : بيت المقدس - شام - فلسطين و بعضى بلاد افريقيه و توابع قيروان و طرابلس مغرب و بعلبك و عسقلان و ارجان از بلاد فارس و شيراز و بغداد و كوفه و غيره .
اقليم چهارم : اماكنى كه در او باشد اين است : طنجه در منتهاى مغرب و افرنجه و غرناطه و اندلس و انطاكيه و طرابلس و شام و حلب و استراباد و جرفادقان و اسفراين و كاشان و سجستان و غيره .
اقليم پنجم : اماكنى كه در او باشند اين است . بعضى بلاد روم و قونيه و شروان و زمخشر و بخارا و قسطنطنيه و غيره .
اقليم ششم : اماكنى كه در او باشند اين است : بعضى بلاد تركستان مانند فاراب و توابع بلاد روم و باب الابواب و ختلان و بلاد روس و معظم بلاد تركستان مانند طرازوختن و چگل و تاتار .
اقليم هفتم : اماكنى كه در اين اقليماند اين است : حابلقا و بلاد سقاليه و توابع روس و توابع فرنگ و بلغار و در جنوب اين اقليم بلاد تركستان مانند ترخان و دريا بين شمال و شرق اين اقليم و ديار ياجوج و مأجوج آن طرف سد سكندر و در اين اقليم عمارت كمتر و بلغار شهرى است در اين اقليم در اوائل فصل شفق در آنجا غائب نمىشود كه سفيده صبح ظاهر ميگردد و كوتاهى روز بلغار به چهار ساعت رسد ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 15 ] - مر : عاض
[ 16 ] - مر : رايد .