اعز الله انصاره « 51 » و ضاعف اقتداره « 52 » رانده ميشوذ عذوبتى « 53 » با آن يارست و چون عبارت در روزگار همايون او اطلاق يافته است طراوتى [ 12 ] با آن متفق و من بنده چون در تصانيف بزرگان تأمل كردم و در تواليف فضلا نگريستم بيشتر غرض ايشان مفضى « 54 » يافتم بر ابقاء نام و احياء « 55 » مراسم پاذشاهان وقت و هرگز نبوذه است كى من بنده كتاب كليله مطالعه كردهام و در آن تأمل نموذه كى نگفتهام صذ هزار آفرين و ثنا و ستايش و دعا بر روان شريف و خاك كريم پاذشاهى باذ كى در روزگار او چنين سخنى زايذ [ 13 ] و در ايام او چنين تصنيفى [ 14 ] خيزذ و غرض بنده نيز ازين تأليف خلود « 56 » ذكر خذاوندست و ابقاء نام و احياء صنائع او ، با آنك معلوم و محقق است و مفهوم و مصور كى ذكر خذاوند از آثار خير و انوار عدل و مواهب « 57 » نعم و مكارم « 58 » شيم « 59 » خوذ جاوذانه مانذ و ابد الدهر « 60 » پايدار خواهذ بوذ .
بيت
و انما خدمتى بالشعر تذكره * تبقى على ان وسم الشمس اغفال
كما يشيم بروق المزن آمله * مع التيقن ان المزن هطال « 61 »
شرح
( 51 ) - خداوند ياران او را بلندمرتبه گرداناد .
( 52 ) - اقتدار او را روزافزون كناد .
( 53 ) - عذوبت : خوشمزگى و گوارائى آب .
( 54 ) - مفضى : بضم اول و كسر ثالث - رساننده ( انندراج ) .
( 55 ) - احياء : زنده گردانيدن .
( 56 ) - خلود : بضمتين و دال مهمله در آخر . هميشه و هميشگى .
( 57 ) - مواهب : جمع موهبت - بخشش و دهش و انعام .
( 58 ) - مكارم : جمع مكرمت . بزرگى و جوانمردى و مردمى ( فرنودسار ) .
( 59 ) - شيم : جمع شيمه بمعنى خوىوخلق آمده است .
( 60 ) - ابد الدهر : هميشه و بروزگار دراز .
( 61 ) - همانا خدمت من بسرودن اين شعر يادبودى است كه ميماند با اينكه نشان آفتاب بىنشانى است چنان كه اميدوار باران ، ببرقهاى ابر چشم دارد و خود ميداند كه ابر بارنده است نه برق .
هامش
[ 12 ] - ملى . ملك : رطوبت .
[ 13 ] - ملى : سخن رانند .
[ 14 ] - ملى : عبارتى .