و حقيقت بايذ دانست و مصدق بايذ داشت كى بر بسيط زمين از صنايع ابناء روزگار و بدايع « 11 » اصحاب خرذ [ 4 ] هيچ ياذگار پاىدارتر از سخن نتوانذ بوذ و هيچ تذكره باقىتر از نتيجه خاطر نخواهذ ماند و هيچ احدوثه و افسانه جز بنات فكر با زمانه پايدارى نخواهذ كرد .
بيت
ما تنسج الايدى يبيد و انما * يبقى لنا ما تنسج الاخلاق « 12 »
و من بنده اگرچه در صف النعال « 13 » آن طايفه نشينم و بر حاشيهء بساط « 14 » آن زمره « 15 » ايستم از آن جهت كى سالها كيسهكشى « 16 » آن گروه [ 5 ] كرده بوذم و عمرها در پژوهش « 17 » سخنان ايشان رنج برده و از صدرنشينان آن مسند « 18 » بسى را دريافته و با مبارزان آن ميدان بسى مسابقت نموذه و با مبرزان آن صنعت بسى مباحثت پيوسته و با مناظران آن علم بسى مبارات « 19 » كرده [ 6 ] و بر دقايق « 20 » سخن واقف گشته و مفاسح « 21 » و مضايق « 22 »
شرح
( 11 ) - بدايع : جمع بديع . چيزهاى نو پيدا شده . مجازا بمعنى عجائبات ( انندراج ) .
( 12 ) - دستبافها فرسوده مىشود . و همانا بافتهاى اخلاق براى ما ميماند .
( 13 ) - صف النعال : كفشكن - آخرين صف - آنجائى كه مردم پاىافزار را از پا درميآورند .
( 14 ) - بساط : گستردنى - فرش - فراخى ميدان - دستگاه - سفره چرمين ( فرنودسار ) .
( 15 ) - زمره : گروه و جمعيت ( فرنودسار ) .
( 16 ) - كيسهكشى : محازا بمعنى ملازمت و بندگى است . شاگردى
( 17 ) - پژوهش : حاصل مصدر از مصدر پژوهيدن . بمعنى تتبع و تفحص چيزى كردن و بازجست نمودن ( موارد المصادر ) .
( 18 ) - مسند : تكيهگاه و بالش بزرگ .
( 19 ) - مبارات : برابرى نمودن - نبرد كردن .
( 20 ) - دقايق : جمع دقيقه مؤنث دقيق - باريك از هر چيزى - كار پوشيده و غامض و خلاف واضح .
( 21 ) - مفاسح : گشادگيها .
( 22 ) - مضايق : جمع مضيق - مكان تنگ و جاى تنگ - كار سخت و دشوار .
هامش
[ 4 ] - مر : حرف
[ 5 ] - ملك : قوم
[ 6 ] - ملك : نموده .