آغاز كتاب و سبب شروع در تأليف آن
اكنون وقتست كى ديباچهء كتاب آغاز كنيم و سبب شروع در تأليف آن بازنمائيم . راى جهانآراى را معلوم و مفهوم و مقرر و مصور باشذ كى قاعدهء مطرد « 1 » و متسق « 2 » است و رسمى منتظر و متعارف « 3 » كى افاضل « 4 » عالم هميشه در بند آن بوذهاند كى ابكار « 5 » افكار خويش را از حجرهء ضمائر بيرون آرند و بر حجلهء صحائف « 6 » نشانند و صاحب سخنان روزگار همواره آرزوى آن كردهاند [ 1 ] كى عروسان [ 2 ] طبع را و دختران [ 3 ] خاطر را بجواهر فصاحت و لآلى « 7 » عبارت بيارايند و بر خواهندگان جلوه كنند و بر خطاب « * » عرض دهند و بر روى گيتى از آثار فضائل و انوار شمائل « 8 » خويش تذكرهء « 9 » خوب و يادگارى سره « 10 » و احدوثه جميل و افسانهء تازه بگذارند .
بيت
سخن به كى ماند ز ما ياذگار * كى ما برگذاريم و او پاىدار
شرح
( 1 ) - مطرد : از مصدر اطراد - پى يكديگر شدن كار - راست و مستقيم گرديدن و روان گشتن و جارى و روان شدن جوى ( فرنودسار ) .
( 2 ) - متسق : از مصدر اتساق . ترتيب دادن و راست و تمام شدن و فراهم آمدن .
( 3 ) - متعارف : معمول و رايج و كثير الاستعمال و مستعمل ( فرنودسار ) .
( 4 ) - افاضل : جمع افضل . مردمان دانا و فاضل و هنرمند و حكيم ( فرنودسار ) .
( 5 ) - ابكار : جمع بكر - دوشيزه و فكر بكر - تصورى كه پيش از اين در مخيله كسى نگذشته باشد ( فرنودسار ) .
( 6 ) - صحائف : جمع صحيفه . كسفينه . نامه و كتاب ( انندراج ) .
( 7 ) - لآلى : بفتح اول و مد ثانى و كسر لام بمعنى مرواريدهاى بزرگ و اين جمع لؤلؤ است ( انندراج ) .
( 8 ) - شمائل : خصلتها و عادتها ( انندراج ) .
( 9 ) - تذكره : ياد آوردن و يادداشت ( انندراج ) .
( 10 ) - سره : خالص و پاك و بىغش .
* خطاب : جمع خاطب . مرد زنخواهنده و خواستارىكننده . شوهر و داماد
هامش
[ 1 ] - ملك : داشته
[ 2 ] - مر : عرائس
[ 3 ] - مر : نبات .