تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
او طراوت عهد كيخسرو آغاز نهاذ و باز عدل او محسن « 502 » و مسىء « 503 » را در زير پر گرفت و هماى [ 151 ] انصاف او سايهء امن و امان « 504 » بر سر مصلح « 505 » و مفسد « 506 » گسترانيذ . بيت
و عدل تساوى الخلق فيه فضمهم * كما ضمت الخصر الدقيق المناطق « 507 »
آنگه آن فر الهى [ 152 ] كى ازو نور پاذشاهى [ 153 ] مىتافت و آن ورج « 508 » شهريارى كى بنتائج الطاف فضل بارى انتساب
شرح
او را بشاهى برگزيد . فريدون بجايگاه ضحاك هجوم برد و از دجله بىكشتى بگذشت و بدژهوخت گنگ تاخت و بر آن دست يافت و دو خواهر جمشيد : شهرناز و ارنواز را رها كرد و از ضحاك كه در اين ايام بهندوستان رفته بود خبر يافت و با شارت آن دو خواهر در كاخ ضحاك بود تا او از كار فريدون خبر يافته بدژهوخت گنگ آمد و پنهانى خود را بكاخ خويش رسانيد و فريدون را با شهرناز در كاخ يافت و از رشك در كاخ جسته با خنجر بدان دو حمله برد اما فريدون گرزى بر تارك او نواخت چنان كه بر زمين پست شد و خواست او را بكشد اما براهنمائى سروش از اين كار دست بداشت و او را مقيد ساخت و در غارى بمسمار بست . ( بنقل از حماسه‌سرائى در ايران تأليف دكتر ذبيح الله صفا ) . ( 502 ) - محسن : بضم اول و كسر ثالث و سكون نون . نيكىكننده . ( 503 ) - مسىء : بدكردار و گناهكار و مجرم . جمع . مسيئون ( فرنودسار ) . ( 504 ) - امان : بالفتح . بيخوف بودن و ايمنى و زينهار ( انندراج ) . ( 505 ) - مصلح : بضم اول و كسر ثالث . بصلاح و نيكوئىآورنده و نيكوئى - كننده و موافق و مناسب . ( 506 ) - مفسد : بضم اول و كسر ثالث . تباه‌كننده و فسادكننده . فتنه‌انگيز و بدخواه . ( 507 ) - عدلى كه مردم يكسان از آن بهره‌ورند و همه را فراگرفته است چون كمربندى كه ميان‌هاى باريك را فراگرفته باشد . ( 508 ) - ورج : رجوع شود بصفحه 45 حاشيه 391 .
هامش
[ 151 ] - ملى : هماء . [ 152 ] - ملك : يزدانى . [ 153 ] - ملك : نور شاهى
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 60 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي