ثبات « 400 » نمايند و طمع افزونى منحسم « 401 » گردانند [ 131 ] و از مرابحتى « 402 » كى بربا انجامذ احتراز كنند [ 132 ] و حديد كى عبارت از آن شمشيرست بپاذشاهان داذ تا هركس كى ازين شرايط روى بتابذ و ازين دقايق تنكب « 403 » جويذ و تجنب نمايذ بتيغ قهر سر از تن او دور كنند [ 133 ] و بشمشير حكم كالبذ او از جوهر روح خالى گردانند و چنانك طاعت خويش و متابعت انبياء بر خلايق فريضه كرد بارتسام « 404 » و امتثال « 405 » [ 134 ] فرمان ملوك بنى آدم را مأمور گردانيذ « حيث قال :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 406 » پس اين دو درجهء بلند را در جنب حضرت كبرياء « 407 » خويش ياذ كرد و اين دو مرتبت منيف « 408 » را با مرتبت عزت خوذ جل عن التمثيل « 409 » بيكجا در سلك « 410 » تنزيل « 411 » كشيذ و در يك سمط نظم داذ اول بفرضيت
شرح
( 400 ) - ثبات : بالفتح . برجاى بودن و قرار گرفتن . ( انندراج ) .
( 401 ) - منحسم : بضم اول و فتح ثالث و كسر رابع . بريده شده .
( 402 ) - مرابحت : برسود فروختن چيزى را وسود دادن كسى را بر متاع .
( انندراج ) .
( 403 ) - تنكب : دور شدن و كناره گزيدن ( اقرب الموارد ) .
( 404 ) - ارتسام : فرمان بردن ، پناه جستن ، بمعانى نقش بستن و صورت بسته شدن نيز آمده است .
( 405 ) - امتثال : بكسر اول و ثالث و ثاى مثلثه كه حرف چهارم است .
فرمانبردارى نمودن با خود صورت بستن چيزى را و تصور نمودن و داستان گفتن و پيروى كردن طريقه كسى را و تجاوز نكردن از وى . ( انندراج ) .
( 406 ) - سوره نساء آيه شريفه 58 ( اى آنكسانى كه گرويديد فرمانبريد خدا را و فرمانبريد رسول را و صاحبان امر را از شما ) .
( 407 ) - كبرياء بالكسر . بزرگى .
( 408 ) - منيف : بالضم بر وزن مقيم . پاك و بزرگ و بلند و زياده . ( انندراج ) .
( 409 ) - مبراست از مانند .
( 410 ) - سلك : بالكسر : رشته مرواريد و غيره . ( انندراج ) .
( 411 ) - تنزيل : قرآن مجيد .
هامش
[ 131 ] - ملى : گردانذ .
[ 132 ] - مر : ثبات نمودن و اطماع افزونى منحسم گردانيذن و از مرابحتى كه بربا انجامد احتراز كردن
[ 133 ] - ملى : كند .
[ 134 ] - مر : مثال و امتثال