تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
زويت لى الارض فاريت مشارقها و مغاربها و سيبلغ ملك امتى مازوى لى منها « 277 » . و چون قواعد ملت « 278 » ممهد « 279 » شذ و مبانى « 280 » دين مشيد « 281 » گشت و مراير « 282 » دولت « 283 » استمرار يافت و عقايد « 284 » مملكت استحكام گرفت و سلك « 285 » شريعت بلآلى حقيقت منتظم شذ و سمط « 286 » طريقت بفرائد « 287 » معرفت منخرط « 288 » گشت و حال اسلام بانتظام پيوست و كار دين باتمام رسيذ و پاذشاه مطلق و
شرح
( 277 ) - زمين پيش چشم من فراهم آمد چندانكه مشارق و مغارب آن را به من بازنمودند و به زودى پادشاهى امتم تا آنجا كه نموده شد و آن را ديدار كرده‌ام خواهد رسيد . ( 278 ) - ملت : كيش ، آئين . ( 279 ) - ممهد : گسترانيده‌شده ، كار هموار و نيكو . ( انندراج ) . ( 280 ) - مبانى : بنيانها و بنيادها و اساسها . ( 281 ) - مشيد : افراخته‌شده و مرتفع . اندوده‌شده از گچ و آهك و جز آن . استوار و محكم ( فرنودسار ) . ( 282 ) - مراير : جمع مرير . كامير . رسن سخت و تافته . يا رسن دراز باريك . ( 283 ) - دولت : گردش زمانه به نيكى و ظفر و اقبال بسوى كسى و نيز دولت چيزى است كه دست بدست بگردد . ( انندراج ) . ( 284 ) - به نظر ميرسد مصنف عقايد را جمع عقده پنداشته و بمناسبت مراير آورده درحالىكه عقده بعقائد جمع بسته نشده است . توضيح آنكه در لغت عقده بمعانى ( حكومت - دست‌يابى بر شهر - عهد و پيمان بسته شده ميان قوم - گره - بستنگاه گره و غيره ) آمده و معنى اخير از هر جهت با عبارت متن تناسب دارد درحالىكه عقيده كه جمع آن عقائد است صرفا بمعنى دين و آئين مرد كه بدان اعتقاد دارد در كتب لغت آمده است : ( العقيدة ما عقد عليه القلب و الضمير ) و اين معنى بسيار دور مينمايد . ( و الله اعلم ) . ( 285 ) - سلك : بالكسر رشته مروريد و غيره . ( انندراج ) . ( 286 ) - سمط : بالكسر رشته مرواريد يا شبه و جز آن و گردن‌بند . ( انندراج ) . ( 287 ) - فرائد : جمع فريده . گوهرهاى نفيس . ( انندراج ) . ( 288 ) - منخرط : بضم اول و فتح ثالث و كسر رابع و سكون طاى حطى . چيزى كه بسبب تراشيدن همه اطرافش صاف و مصفى شده باشد و مجازا بمعنى آراسته و درست‌شونده . ( انندراج ) .