امام جميع المسلمين مطهر * رسول إله العالمين محمد « 258 »
كوس « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين « 259 » فروكوفت و نوبت « بعثت الى الاحمر و الاسود » « 260 » بزذ . سيدى كى مبدء فطرت « 261 » از نور جبين او بوذ كى « اول ما خلق الله تعالى نورى » « 262 » و انتهاء نبوت ظهور رسالت او اظهار معجزاتش [ 81 ] در دلائل نبوت به آخر زمان بوذ و اشراق « 263 » انوار فضائلش [ 82 ] در اول عهد آفرينش .
شعر
وافى زمانك آخرا و تقدمت * بك همة فى كفها قصب المدى
و غدوت كالعنوان يكتب خاتما * و بذاك فى حال القراءة يبتدى « 264 »
طفلى تو و در دماغ گيتى * سوداى « 265 » [ 83 ] ترا هزار سالست
و دعوت او اقطار « 266 » و اكناف « 267 » آفاق را در ربقهء « 268 » تملك
شرح
( 258 ) - پيشواى پاك همه مسلمين ، فرستاده خداى جهانيان ، محمد ( ص )
( 259 ) - در آن هنگام كه آدم ميان آب و گل بود پيغمبر بودم .
( 260 ) - بسوى نژاد سرخ و سياه برانگيخته شدم .
( 261 ) - فطرت : آفرينش .
( 262 ) - نخستين چيزى كه خدا بيافريد نور من بود .
( 263 ) - اشراق : رجوع شود بصفحه 2 حاشيه 14 .
( 264 ) - زمان تو روزگار بازپسين را دريافت و پيش انداخت ترا همتى كه نيزه پايان ( مسابقه ) بدست اوست . تو مانند عنوان نامهاى هستى كه بانجام نوشته مىشود و هنگام خواندن بدان آغاز ميگردد . ( مر : تبتدى ) .
( 265 ) - سودا : مجازا بمعنى عشق و در لغت بمعنى سياه و نام خلطى از اخلاط اربعه و در فارسى بمعنى ديوانگى و اين مجاز است چراكه بسبب كثرت خلط سودا جنون پيدا مىشود . ( انندراج ) .
( 266 ) - اقطار : جمع قطر : جانب - ناحيه - كرانه . ( فرنودسار ) .
( 267 ) - اكناف : بمعنى اطراف و كنارها و بمعنى پناه و اين جمع كنف است كه بمعنى پناه و كناره و طرف باشد . ( انندراج ) .
( 268 ) - ربقه : بالكسر و الفتح و فتح قاف : حلقه رسن كه در گردن ستور بندند .
( انندراج ) .
هامش
[ 81 ] - مر : و مقطع رسالت عهد همايون نبوت او .
[ 82 ] - مر : فضائل جبلت
[ 83 ] - ملى : سوداء