تصريح به آن شده است .
وهمانا در شأن أهل اين طريق گفته آن كس كه گفته : « سالكان اين طريق غرق درياى يقيقاند هر چه شنوند وبينند حق شنوند وحق بينند ، صفحهى ادراكشان از حرف غير پاك وسراى ايشان در قدم بىسر وپا خاك باشد آئينهى دل ايشان زنگ ندارد وبادهى توحيدشان رنگ ندارد » .
غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است ( « 1 » )
ونشانهى عوام أهل هدايت آن است كه در اعمال واخلاق ، تشبّه به أمثال اين علما مىنمايند ومسائل دينيهى خود را از ايشان فرا مىگيرند ومحبّت ايشان مىورزند وخدمت ايشان مىكنند ودر قيامت نيز با ايشان محشور خواهند بود ، چنانكه در حديث آمده : « يحشر المرء مع من أحبّ » ( « 2 » ) .
وامّا أهل ضلالت ؛ نشانهى علماى ايشان بر خلاف اينهاست ، أكثر فعلشان مخالف قول است وأكثر اهتمامشان به تحصيل علومى است كه در دنيا به كار مىآيد وسبب زيادتى مال وجاه وتقرّب سلاطين مىشود ، هميشه مايل به ترفّه در مطعم وملبس وتجمّل در أساس ومسكن وغير آن مىباشند ، رغبت تمام به مناظره ومجادله وغلبه بر خصم وافحام والزام مىدارند ونفى علما وأوليا بسيار مىكنند وستايش خود به تصريح وتعريض در مجالس ومحافل مىنمايند ، خوش حال خندان وفرحان به حسب باطن ، وبدخو وغليظ ومتكبّر در ظاهر مىباشند ، ورغبت وجرأت تمام در فتوى مىدارند ومسارعت ومبادرت به آن مىنمايند وجواب مسايل از پيش خود ورأى مستنبط از أصول موضوعه أمثال خود مىگويند ، يا از مجتهدين نقل مىكنند كه معلوم ايشان نيست كه آن مجتهد ، آن را از كجا گفته ومستندش چيست وخود چه قسم كسى بوده ، يا
هامش
( 1 ) - حافظ .
( 2 ) - الثاقب في المناقب : 260 .