اداى حقوق يكديگر را لازم شمرند وبا يكديگر بعضي حقوق كه متعسّر است اسقاط نمايند ، تا كار به حرج وضيق نانجامد . بلكه هر دو كس را كه با هم مناسبتى تامّ واتّحادى كامل باشد ، ايفاى جميع حقوق لازم است وبا بقيه پنج وشش آنچه ميسّر شود ، به فعل بايد آورد .
وبنابر اين ، مراتب الفت سه مىشود :
يكى : الفت أخصّ ، وآن در ميان دو كس متحقّق مىتواند شد وبس ، واشاره به اين مرتبه است آنچه حكما گفتهاند : « دوست تو آنست كه در حقيقت عين تو باشد ودر صورت غير » .
دوم : الفت خاص ، وآن در ميان پنج وشش مىتواند بود نه زيادة .
سيم : الفت عام ، وآن در ميان مجموع سلسله تحقّق مىتواند يافت ، وهر چند عدد كمتر مىشود ، حقوق بيشتر شود واز حقّ الله بحت ، چيزى كم نمىتواند شد . وحقوق ديگر را در مراتب ثلاث ، اخوان خود تعيين خواهند فرمود . واز جمله حقوقى كه ما ذكر كرديم ، اگر ( « 1 » ) بر آن نيز چيزى افزايند مختارند .
وبايد كه از جملهى حقوق ملتزمه ، تصافح باشد ، يعنى گرفتن دست يكديگر كه كناية است از صفاى خواطر از غبار ملالى نسبت به يكديگر ، چه در حديث آمده كه : « هر گاه دو مؤمن بيكديگر رسند ودست يكديگر را بگيرند ، گناهان از ايشان فرو ريزد ، چنانكه برگ درختان در أيام خزان » ( « 2 » ) .
واز آن جمله ، دعاى يكديگر باشد خصوصاً در مظانّ أجابت ، چه دعا در حقّ غير به يقين مستجاب است ، وداعى را دو مثل مدعوّله مىدهند ، واگر هر يك از ايشان همه را
هامش
( 1 ) - أو د : واگر .
( 2 ) - « إِنَّ الْمُؤْمِنَيْنِ إِذَا الْتَقَيَا فَتَصَافَحَا - أَقْبَلَ الله عَلَيْهِمَا بِوَجْهِهِ - وَتَسَاقَطَتْ عَنْهُمَا الذُّنُوبُ كَمَا تَتَسَاقَطُ الْوَرَقُ عَنِ الشَّجَرِ » ؛ كافي : 2 / 180 ، كتاب إيمان وكفر ، باب مصافحه ، ح 4 .