براي ديده باني خواب را بر يكديگر بنديم * ز بهر پاسبانى ، ديدهى بيدار هم باشيم
جمال يكديگر گرديم وعيب يكديگر پوشيم * قبا وجبّه وپيراهن ودستار هم باشيم
غم هم ، شادى هم ، دين هم ، دنياي هم گرديم * بلاى يكديگر را چاره وناچار هم باشيم
بلا گردان هم گرديده ، گرد يكدگر گرديم * شده قربان هم از جان ومنّت دار هم باشيم
يكى گرديم در گفتار ودر كردار ودر رفتار * زبان ودست وپا ، يك كرده ، خدمتكار هم باشيم
نمىبينم بجز تو همدمى اى فيض در عالم * بيا دمساز هم گنجينه اسرار هم باشيم
والحمد لله أوّلًا وآخراً . ( « 1 » )
هامش
( 1 ) - اينچنين در « د » آمده ، ودر « أ » چنين آمده است : « تمّت ولله الحمد والمنّة » .