پس همه را با هم تركيب كرديم و معرب و معجم ساختيم حاصل آمد حروف از اسم حسين و فاطمه و كوكب مشترى حفو ساز يطر نمد حهو « 1 » .
و در اعراب نهادن اگر دو جزم در پهلوى هم واقع شود يك جزم را كسر كنند تا توان خواند .
پس در هر كوكبى كه عمل خواهى چنين بايد كرد و هر كوكبى را على حده بايد معلوم كرد ، و ساعت او بخور او « 2 » بر آتش بايد نهاد .
و آن كوكب بايد كه خوش حال باشد « 3 » و باطوار آن كوكب بايد بر آمد ، و جامههاى آن كوكب بايد پوشيد ، چنانك در بالا ذكر كرده شده است و چنين كه گفته شد اسم خود را با كوكب مطلوب امتزاج دهد و آن مقدار عدد كه جهت آن كوكب تعيين كرده شده است بخواند اين ارقام « 4 » كه بيرون آورده باشد « 5 » و در برابر آن برج بايستد كه آن كوكب درو باشد و دست بردارد و حاجت بخواهد .
و هر كوكبى را على حده عددى جهت خواندن گفته خواهد شد و حاجت « 6 »
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل در مثال عمل تكسير بسيار مغلوط و مغشوش بود و چون مفتاح تصحيح در دست داشتيم مطابق قاعدهيى كه در اين كتاب و ساير كتب فن نوشته شده است اغلاط را بصحّت باز آورديم و اين عمل در ديگر مواضع مشابه نيز كه قاعدهء صحيح در دست بوده انجام گرفته است .
( 2 ) - يعنى بخور مخصوص كوكب .
( 3 ) - يعنى در شرف و بيت و نظر تثليث و تسديس و نظاير آن كه باصطلاح منجّمان خوش حالى كوكب است .
( 4 ) - ارقام را : خ .
( 5 ) - يعنى حروف و ارقامى را كه بتكسير استخراج شده است بعدد مقرر بخوانند .
( 6 ) - حاجت عطف است بر عدد . يعنى حاجت مناسب هر كوكبى نيز گفته خواهد شد .