مقالت هفتم چند عمل در حب
چون خواهى كه كسى را مسخّر خود گردانى اوّل بايد كه كوكب طالع آن كس معلوم كنى و بدانى كه راجع نباشد و هبوط و و بال و نظرهاى بد نداشته باشد و خوشحال باشد چنانك پيشتر گفته شد « 1 » پس در ساعت كوكب مطلوب بخور او بر آتش نهى و باطوار آن كوكب برآيى و جامههاى آن كوكب و خاتم آن بپوشى ، و بعده اسم طالب بنهى ، و بعده اسم مطلوب بنهى و بعده اسم كوكب مطلوب بنهى و تكسير كنى هر سه اسم را با هم تا ارقام بيرون آيد چنانك در اسم محمّد و فاطمه و كوكب طالع فاطمه زهره مفذغ « 2 » نموده مىشود .
مثال اسم طالب محمّد م ح م د اسم مطلوب ف ا ط م ه اسم كوكب مطلوب م ف ذ غ حرف اوّل هر يك گرفتيم و نهاديم و حرف دوم هر يك گرفتيم و نهاديم و سوم و چهارم هر يك گرفتيم و نهاديم چنانك پيش گفته شد « 3 » و هر اسم تمام شد باز اعاده كرديم تا ديگر اسمها مرتّب شود حاصل آمد از هر سه اسم مفم حاف مطذ دمغ مهم « 4 » و هر جا كه دو جزم واقع شد يكى را كسر كرديم چون بنام خود و بنام مطلوب و كوكب او اين ارقام بيرون آورده
هامش
( 1 ) - شده : خ
( 2 ) - يعنى ( م ف ذ غ ) كه حروف زهره است .
( 3 ) - چنانك گفته شده : خ .
( 4 ) - در نسخ ديگر اين كتاب مثال بمحمود و فاطمه و حروف كوكب زهره كه مناسب محبّت و سعادت است زدهاند و حروف استخراج شده با اعراب و اعجام معروف به اين قرار است : مفم حاف مطذ ومغ دهم .