به وزن برابر به آب زعفران بندد .
بخور قمر : سندروس كهرباء كوفته عنبر اشهب لادن جمله اجزا برابر به آب مورد بندد و بسوزد « 1 » .
پس بايد كه عمل هر كوكبى كه كند بخور آن كوكب بر آتش نهد تا مقصود برآيد .
مقالت چهارم - در لباس و زينت كواكب
بدانك هر كوكبى را جداگانه جامهيى بايد پوشيد و باطوار آن كوكب بايد برآمد و خاتمى كه بدان كوكب تعلّق دارد در دست بايد كرد چنانك گفته مىشود ، و روى بدان برج بايد كرد كه آن كوكب در او باشد . و بخور مذكور سوختن ، و حاجت خواستن تا مقصود زود حاصل شود .
زحل بايد كه در وقت حاجت خواستن جامهء كبود و دراز پوشد و دو انگشترى در دست كند يكى از آهن و يكى از سرب ، و بر آن نقش كند اين حروف را نط و روى به آن برج كند كه زحل در آن بود و دخنهء مذكور بسوزد و حاجت خواهد .
مشترى وقت حاجت بايد كه جامهء زرد و سفيد پوشد و بطور رهبانان و عابدان برآيد و انگشترى عقيق در دست كند و برو نقش كرده اين حروف راجح و در برابر مشترى بايستد و دخنهء مذكور بسوزد .
مريخ بايد كه قباى سبز پوشد و بطور خداوندان سلاح « 2 » برآيد شمشير كشيده در دست و انگشترى از آهن در دست كند برو نقش كرده اين
هامش
( 1 ) - در دخنهها و بخورات كواكب نسخههاى اين كتاب و ديگر نوشتههاى ارباب فن مختلف است هر يك به نظر و سليقهء خود چيزى را كاسته يا افزودهاند قدر مسلّم متّفق عليه اين است كه بايد دخنه و بخور هر كوكبى با خواصّ و احوال و منسوبات آن كوكب تناسب داشته باشد .
( 2 ) - خداوند سلاح : خ .