و بعده حروف كوكب مطلوب بنويسد ، و هر سه را با هم امتزاج دهد چنانك كواكب را از حروف كرده بود .
پس حرف اوّل هر يك بگيرد و بنهد و حرف دوم هر يك بگيرد و بنهد و حرف سيوم هر يك بگيرد و بنهد و حرف چهارم هر يك بگيرد و بنهد .
و هر اسمى را حروف تمام شود و اسمى ديگر را هنوز حروف باقى مانده باشد آن اسم تمام شده را باز از سر گيرد تا آن اسمهاى « 1 » ديگر تمام شود .
و هر اسمى كه تمام شود و ديگر اسمها را حروف باقى مانده باشد آن اسم را باز اعاده بايد كرد تا همه تمام شود .
و بعده همه را با هم جمع كند و معرب و معجم سازد چنانك گفته شد « 2 » آتشى را فتح و خاكى را ضمّت و بادى را كسر و آبى را جزم چنانك در اسم حسين و والدهاش فاطمه و كوكب مشترى ( و ز ر د ) حروف « 3 » نموده مىشود .
مثال : ح س ى ن ف ا ط م ه و ز ر د .
حرف اوّل هر يك ازين اسماء گرفتيم و نهاديم حاصل آمد ( ح ف و ) و حروف دوم هر يك گرفتيم و نهاديم حاصل آمد ( س ا ز ) - و حروف سوم هر يك گرفتيم و نهاديم حاصل آمد ( ى ط ر ) - و حرف چهارم هر يك گرفتيم و نهاديم حاصل آمد ( ن م د ) .
بعده اسم حسين چهار حرف بود تمام شد و فاطمه را كه پنج حرف است يك حرف باقى ماند ، پس يك حرف از اوّل اسم حسين گرفتيم و نهاديم و يك حرف از اوّل حرف مشترى گرفتيم و نهاديم حاصل آمد ( ح ه و ) .
هامش
( 1 ) - اسمهايى : رسم الخط نسخهء اصل .
( 2 ) - شده : خ .
( 3 ) - و حروف : خ . حروف مشترى را اينجا و حروف تكسير را در مثال ، محض امتياز بين الهلالين گذارديم .