وقت حاجت با كوكبى كه عمل كنند همين چهار حروف بنويسند بجاى آن كوكب « 1 »
مقالت سوم - فى دخنة الكواكب
بدانك هر كوكبى را دخنهايست كه وقت حاجت به كار برند مقصود زود بر آيد ، اينست بخور هر كوكبى جداگانه نوشته شده .
بخور زحل : قير « 2 » و خردهء سرب و اشنه « 3 » و بلا در جمله با هم برابر .
بخور مشترى : كافور و صندل سرخ و خردهء مرجان و مازوى ستبر بىسوراخ و زعفران آب نديده جمله با هم برابر .
بخور شمس : كندر و روى « 4 » مشك رندش عاج گل سرخ جمله برابر با روغن شبرم « 5 » ببندد و بسوزد .
بخور زهره : پوست ترنج و زعفران رندش سيم و مس با هم به وزن برابر بگلاب بندد .
بخور عطارد : برگ ريحان لاجورد و سودهء دار فلفل « 6 » برگ ترنج جمله
هامش
كه در متن آورده است حروف طبايع را ملحوظ دارند پس حرف اول هر كدام را بزحل و حروف دوم را به مشترى دهند تا حروف هفتم چهار طبع بقمر افتد .
نسخهها در ضبط حروف كواكب نيز بسيار مغشوش و مغلوط بود و ما بمقياس صحيح كه منظور مؤلّف كتاب بوده و در مواضع و نسخ ديگر هم تأييد شده است آن را بصواب باز آورديم و اللّه اعلم بالصواب .
( 1 ) - اسامى از كوكب : خ .
( 2 ) - قبره : خ .
( 3 ) - اشنه : نام گياهى است كه آن را دواله نيز گويند .
( 4 ) - كندر رومى : خ .
( 5 ) - شبرم از نوع گياههاى شيردار است كه يتوعات گويند . در بعض نسخ ( شبره ) .
( 6 ) - سودهء فلفل : خ .