تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
و همچنين هر چه بايشان « 1 » ماند . پس كميّت و كيفيّت اعراض‌اند . و امّا آن هفت « 2 » ديگر ، شك نيست كه ايشان اندر موضوعىاند زيرا كه ايشان پيوند چيزىاند به چيزى ديگر و « 3 » نخست چيزى بايد كه بنفس خويش چيزى بود تا او را آنگاه به زمان يا به مكان يا به چيزى كه از وى آيد چون فعلى ، يا به چيزى كه اندر وى آيد « 4 » چون انفعالى ، پيوند و نسبت بود كه تا وى نبود حاصل ، كسى او را از حالى بحالى نتواند گردانيدن « 5 » اندك اندك تا بغايت رساند ، و اگر گرداننده « 6 » نيز حاصل نبود او كسى ديگر را از حالى بحالى نتواند گردانيدن ، پس اين همه عرض‌اند . پس هستى بر ده چيز افتد [ 1 ] كه ايشان جنسها « 7 » برين چيزهااند : جوهر و كمّيّت و كيفيّت و اضافت و اين و متى و وضع و ملك و ان يفعل و ان ينفعل .

( 11 ) حال نسبت هستي برين « 8 » ده چگونه است ؟

مردمانى كه ايشان را ديدار باريك [ 2 ] « 9 » نيست پندارند كه لفظ هستى « 10 » برين ده چيز « 11 » باشتراك اسم افتد [ 3 ] ، چنان كه هر « 12 » ده چيز را يك
هامش
( 1 - 3 ) افتادن ، اطلاق شدن . ( 2 ) نظر دقيق .
( 1 ) مك 2 : بديشان . ( 2 ) طم : و اما نه . ( 3 ) طم : - و . ( 4 ) طم : اند . ( 5 ) چخ : گردانيد . ( 6 ) مك 2 : گردانيدن . ( 7 ) تم ، چخ : جنسهاى . ( 8 ) طم : بدين . ( 9 ) طم : تاريك . ( 10 ) مل : هست . ( 11 ) طم : ده چيزها . ( 12 ) طم : مر .
الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 36 | أبو علي سينا