ديگر با او بود . يكى را بتازى تصديق خوانند ، و پارسى تصديق گرويدنست [ 1 ] و اين دانشى است كه درو [ 2 ] گرويدن و باور داشتن بود كه فلان چيز هست [ 3 ] يا نه ، و يا چنين هست يا نه ؟ . . . » و در آغاز منطق دانشنامهء ابن سينا چنين آمده [ 4 ] :
« باز نمودن غرض اندر علم منطق و فايده اندر وى - دانستن دو گونه است :
يكى اندر رسيدن كه بتازى تصوّر خوانند ، چنان كه اگر كسى گويد « مردم » يا « پرى » يا « فرشته » و هر چه بدين ماند ، تو فهم كنى و تصوّر كنى و اندر يا بى .
و دوّم گرويدن چنان كه بگروى كه « پرى هست » و « مردم زير فرمانست » و هر چه بدين ماند ، و اين را بتازى تصديق گويند . . . » در رسالهء مورد بحث آمده :
« [ 5 ] پديد كردن اقسام لفظ - [ 6 ] لفظ بر دو گونه است : يكى مفرد و يكى مركّب . لفظ مفرد آن بود كه دلالت دارد بر معنى و هيچ جزو نبود او را كه دلالت دارد بر هيچ چيز [ 7 ] آنگاه كه جزو اين لفظ بود ، چون « زمين » و « آسمان » و « مردم » كه [ 8 ] آسمان مثلا دلالت دارد بر معنى او [ 9 ] ، و هيچ جزو ازو مثلا « آس » و يا « مان » بر هيچ چيزى [ 10 ] در آن حال كه جزو آسمان بود ، دلالت نكند [ 11 ] . آرى شايد كه در حالى [ 12 ] ديگر چون آسمان نبود دلالت دارد . . . »
هامش
( 1 ) نسخهء مجلس : كردنست .
( 2 ) نسخهء مجلس : در .
( 3 ) نسخهء مجلس : است .
( 4 ) رك : دانشنامه . منطق مصحّح آقاى مشكاة ص 5 .
( 5 ) نسخهء مجلس : + اندر .
( 6 ) نسخهء مجلس : + ببايد دانستن كه .
( 7 ) نسخهء مجلس : جزء .
( 8 ) نسخهء مجلس : و ( بجاى : كه ) .
( 9 ) نسخهء مجلس : معنئى .
( 10 ) نسخهء مجلس : چيز .
( 11 ) نسخهء مجلس : ندارد .
( 12 ) نسخهء مجلس : حال .