پس « فرود » و « بر » چيزهااند « 1 » حاصل و موجود « 2 » و محدود ، و ايشان لا محاله كنارههاى بعدها بوند و مختلف بوند بغايت اختلاف ، زيرا « 3 » كه فرودى بغايت مخالف « 4 » زبريست و همچنين جهتهاى ديگر . پس بايد كه دانسته آيد كه چگونه شايد بود اين « 5 » اختلاف جهتها .
( 44 ) پيدا كردن چگونگى حال تا بتواند « 6 » اين جهات مختلف بودن « 7 »
اين جهتهاى مختلف نشايد كه مخالفت « 8 » ايشان درست آيد و ايشان اندر خلا يا اندر جسم بوند ، كه هر جايگاهى « 9 » از خلا همچنان بود كه جايگاه ديگر ، و بر « 10 » حدّى اندر يك جسم ، يك طبع چنان بود « 11 » كه هر حدّى « 12 » . پس ميان جهتها خلاف بطبع نشايد كه بود تا يكى جهت فرو بود و يكى جهت زبر « 13 » الّا بسبب چيزى بيرون چنان كه و هم فرمايد « 14 » كه اين جهت از خلا سوى فروسو است و « 15 » آن جهت سوى زبر سو است . پس آنگاه فروسو را « 16 » و زبر سو را چيزها نهاده بود جز از آن « 17 » جهات كه ايشان جايگاههااند اندر خلا يا از آن جسم ، و اين تباه بود .
هامش
( 1 ) مك 2 : چيزهاىاند ؛ طم : چيزهايىاند .
( 2 ) مك 2 : موجود و حاصل .
( 3 ) مك 2 : ازيرا .
( 4 ) مج : مخالفت .
( 5 ) عس : - اين .
( 6 ) مل : نتواند .
( 7 ) مك 2 : بوند .
( 8 ) مك 2 : مخالف .
( 9 ) مل : جايگاه .
( 10 ) طم ، مل : و هر .
( 11 ) مك 2 : متن مانند متن فوق ، ولى مصحح چنين تصحيح كرده : يك جسم طبيعى چنان بود ؛ مل ( ايضا ) : يك جسم طبيعى چنان بود .
( 12 ) مل : + ديگر .
( 13 ) مك 2 : + و .
( 14 ) طم : + گفتن .
( 15 ) مك 2 : + از .
( 16 ) مك 2 ( در اصل ) : - را ( مصحح « را » را افزوده ) .
( 17 ) مل : - آن .