تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
بجاى « 1 » و « 2 » هرگاه كه جنبش بود سو و جهت بود ، پس ايشان جهت واجب كنند و جهت چيزى نبود عقلى كه بوى اشارت حسّى نبود ، كه اگر چيزى بود كه بوى اشارت حسّى نبود حركت نبود . پس جهت چيزى بود كه بوى اشارت حسّى بود و موجود بود . پس نشايد كه جهتى بود بىنهايت تا فروسو را حدّ نبود يا برسو را حدّ نبود ، كه ما پيدا كرده‌ايم كه بعدها را حدّ بود . و ديگر « 3 » هرگاه « 4 » كه فرو سو چيزى نبود كه بوى رسى بل الى غير النّهايه « 5 » بوى رسيدن نبود . پس وى خود موجودى « 6 » اشارتى نبود تا « 7 » از همه جايگاه فروسو بود . پس همه متّفق بوند . پس همهء چيزها هر كجا كه اندر آن جايگه « 8 » فروسو بود بيكسان ، پس يكى فروتر نبود . و ديگر بار « 9 » نشايد كه هيچ چيز اندر آن راه برسو بود ، زيرا كه فروسو برسو نبود ، و فروتر و برتر آنگاه بود كه يكى بفرودى نزديكتر بود « 10 » و يكى از فرودى دور تر « 11 » . و اگر فرودى « 12 » خود چيزى نيست كه فرود محض است نزديكتر « 13 » و دور تر نبود و ماننده‌تر و ناماننده‌تر نبود ، و بجمله چون اشارت بوى حسّى « 14 » نيست يكى وى « بر » چگونه بود ؟
هامش
( 1 ) طم : از جايى بجايى . ( 2 ) طم : - و . ( 3 ) مك 2 ، طم : + كه . ( 4 ) مك 2 : هيچ گاه . ( 5 ) طم : + بود . ( 6 ) مك 2 : موجود . ( 7 ) مج ، مك 2 ، مل : يا . ( 8 ) س ، عس : جاى كه . ( 9 ) مك 2 : باز . ( 10 ) طم : - بود . ( 11 ) طم : + بود . ( 12 ) مج ، مك 2 ، طم : فرود . ( 13 ) طم : بر ديگر . ( 14 ) مك 2 : هستى ؛ طم : و بجمله چون وى اشارت جسمى .
الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 121 | أبو علي سينا